فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٥ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
اما پايينتر از آن، دليلى بر حرمتش، جز مثل فرمايش امام(ع):(لا ضرر و لا ضرار) وجود ندارد؛ بنا بر اين كه ضرار به نفس و غير آن را شامل گردد.
ما، در بحث از مفهوم ضرر، ثابت كرديم اگر در تحمل نقص مالى و يا بدنى، هدفى عقلايى باشد، كه نقيصه را جبران كند، قاعده لا ضرر مصداق ندارد. پس همان گونه انسان مجاز است در زمان حيات، جز خودكشى، آنچه را بخواهد با بدن خويش انجام دهد، مىتواند درباره جسد خويش براى پس از مرگ وصيت كند، زيرا ادله وصيت، حيات وى را به مرگش ربط داده است و دايره اختيارات مشروع او را، تا پس از مرگ، وسعت مىبخشد.
امام باقر(ع) مىفرمايد:
«الوصية حق و قد أوصى رسول اللّه(ص) فينبغي للمسلم ان يوصى. (٣٠)
وصيت حق است و رسول اللّه(ص) نيز وصيت فرمود؛ پس سزاوار است كه مسلمان وصيت كند.
از اين فرمايش، عرف چنين مىفهمد هر چه را كه انسان مجاز به انجام آن است، از قبيل تصرفات و حقوقى كه مشروط به مباشرت فرد نيست، مىتواند نسبت به آن براى پس از مرگ وصيت كند.
بنا بر اين، ادله وصيت، اختيارات او را پس از وفات توسعه مىدهد.
اگر بگوييد: شكافتن جسد ميت و قطعه قطعه كردن اعضا، موجب اهانت و خوارى اوست و نيز از خوار كردن نفس در زمان حيات نهى شده است، بنا بر اين، نمىتواند براى پس از وفات چنين وصيتى بكند و دليل بر حرمت خوار كردن نفس، اخبار معتبر و مستفيض است. از جمله در موثقه ابو بصير از امام صادق(ع) آمده است:
(٣٠)وسائل الشيعه، ج١٣، ص٣٥١، كتاب الوصايا، باب١، ح١.