فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٤ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
از امام صادق(ع) روايت كردهاند، آمده است:
قال أمير المؤمنين(ع): «إذا ماتت المرأة و في بطنها ولد يتحرك، فيتخوّف عليه فشقّ بطنها و اخرج الولد و قال في المرأة يموت ولدها في بطنها فيتخوّف عليها؟ قال: لا بأس أن يدخل الرجل يده فيقطعه و يخرجه إذا لمترفق به النساء. (٢٩)
امير المؤمنين(ع) فرمود: اگر زنى بميرد و در شكم او طفلى باشد كه حركت مىكند و خوف تلف شدن او مىرود، شكم زن شكافته و كودك خارج گردد. و نيز درباره زنى كه فرزندش در شكم او مىميرد و بيم خطر براى مادر وجود دارد، فرمود: در صورتى كه زنان كمك نكنند، مرد مىتواند دست خود را داخل كرده و كودك مرده را قطعه قطعه و خارج سازد.
در لفظ حديث اختلافى است كه به معنى خدشه وارد نمىكند و ما آن را از كافى نقل كرديم. موضوع دو مورد روايت مرگ مادر و حيات و يا بر عكس است و همه از مصاديق باب تزاحمند.
بنابراين،اگر كشف و درمان مرضى كه موجب مرگ مىشود و درمان آن،متوقف بر شكافتن بدن مردهاى باشد كه در اثر همين بيمارى مرده است،شكافتن جسد او جايز است،تا حقيقت اين مرض كشف شود و ديگر بيماران مبتلا بهآن، درمان يابند.
دوم:اگر انسان وصيت كند كه جسد او را در اختيار دانشگاههاى پزشكى قرار دهند، تا از آن براى كالبد شكافى و افزايش اطلاعات دانشجويان استفاده كنند، ظاهراً چنين وصيتى جايز و عمل به آن واجب است، زيرا روشن شد كه سرّ حرمت كالبد شكافى و قطع اعضا مراعات حق ميت است و اين كه حرمت او، همچون حرمت زمان حيات اوست. پر واضح است كه انسان در حال حيات، در صورت رعايت مصلحت و عدم نهى شارع، مىتواند هر گونه كه بخواهد با بدن خود رفتار كند و نهى تنها از قتل نفس وارد شده است و
(٢٩)همان، ص ٦٧٣، ح٣؛ كافى، ج٣، ص٢٠٦؛ كتاب الجنائز؛ تهذيب الاحكام، ج١، ص٣٤٤.