پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧ - سير در آفاق و انفس
رفته پيشينيان را مشاهده كن! و سِرْ فِى دِيارِهِمْ وَ اعْتَبِرْ اثارَهُمْ وَانْظُرْ ما فَعَلُوا وَ أَيْنَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا ...؛ در شهر و ديار آنها سياحت كن و به آثار باقيمانده از آنها به ديده عبرت بنگر و نگاه كن چه كردند و كجا رفتند و در كجا مسكن گزيدند... . بنابراين انسان بايد بكوشد تا اعتقاداتى فعّال و ايمانى زنده داشته باشد و در اين مسير بايد از چشم و گوش استفاده كند و اخبار گذشتگان را بشنود و آثار باقيمانده از پيشينيان را ببيند و لذاست كه حضرت مىفرمايد: سِرْ فِى دِيارِهِمْ وَاعْتَبِرْ آثارَهُمُ، وَانْظُرْ ما فَعَلُو اَيْنَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا وَ عَمَّنِ انْتَقَلُوا؛ در سرزمينهاى آنها گردش كن و آثارشان را تماشا كن و ببين چه كاره بودند و چه ساختند و چه كارهايى انجام دادند و به چه نتايجى رسيدند و چه به دست آوردند و آنگاه بعد از اين كارهاى پر مشقت و اين زندگى پرتلاطم و پر فراز و نشيب، كجا رفتند و در كجا منزل كردند و جاى گرفتند و فرود آمدند؟ و از چه كسانى جدا شدند؟! چه بسا از محبوبهايى جدا شدند كه حتى براى يك ساعت هم طاقت دورى از آنها را نداشتند و اينك براى هميشه از آنها دور شدهاند.
در اينجا حضرت(عليه السلام) چه زيبا جواب آن سؤالات را بيان مىفرمايد: فَاِنَّكَ تَجِدُهُمْ قَدِ انْتَقَلُوا عَنِ الاَْحِبَّةِ وَحَلُّوا دَارَ الغُرْبَة؛ بعد از اينكه آثار آنها را ديدى و فكر كردى، به اين نتيجه مىرسى و در مىيابى كه آنها از دوستان و محبوبهايشان جدا شدند و به جايى وارد شدند كه با آنجا بيگانه و در آن غريب هستند؛ چرا كه تمام انس آنها با دنيا و اهل دنيا بود و با اهل آخرت هيچ الفت و انسى نداشتند. از آن جا كه تمام انس آنها با دنيا بود، حال كه از دنيا مىروند، در آن عالم غريب و تنها هستند؛ مثل مسافرى كه به جايى بيگانه و غريب وارد مىشود و در آنجا هيچ آشنايى ندارد و گويا در خانه غربت وارد شده است.
حال كه سرگذشت و وضعيت زندگى ديگران را ديدى و به نتيجه زندگى آنها و سرانجام پرتلاطم آن پى بردى اين سؤال مهمّ، ظهور مىنمايد كه خود ما چه كار كردهايم و چه مىكنيم؟ آيا به سرنوشت آنها مبتلا نخواهيم شد؟ آيا راه نجاتى براى خود در نظر گرفتهايم؟ اينجاست كه حضرت(عليه السلام) آدمى را به سرنوشت محتومش آگاه مىسازد و مىفرمايد: وَكَأَنَّكَ عَنْ قَليل قَدْ صِرْتَ كَأَحَدِهِم؛ گويا به زودى شما هم جزو يكى از آنها مىشويد و طولى نمىكشد كه به همان سرنوشت دچار مىگرديد. پايان زندگى اين دنيا همين نقطه است و بس.