پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٥ - چسان لذّت دنيا را لذّت ندانيم؟
مىكشد. چون حجم بدن و اندازه آن كوچك است و چون با مقياس و اندازهاى كه خود در اختيار دارد امور را مىسنجد و به آن مىنگرد، خيال مىكند كه اين راه خيلى طولانى و بسيار دراز است و سالها طول مىكشد تا آن را طى كند و به نقطه پايان و هدف برسد، در حالى كه در ديدگاه انسان، مو كوچكترين اندازه معروف و شناخته شده زندگى است كه آن را آنى مىكَند و دور مىاندازد و در منظر او چيزى نيست و مقدارى محسوب نمىشود و كوچكترين مقدار موجود حيات اوست. آن موجود ذرهبينى از بس خودش كوچك است ـ و اگر ديدى داشته باشد چشمانش ريز است ـ و دركش ناچيز، لذا اين تار باريك موى را، يك راه خيلى طولانى و موجودى عظيم مىبيند كه گويا بايد مدتهاى مديد حركت كند تا به نهايت آن برسد. همان گونه كه ملاحظه مىشود، اين اختلاف قضاوت به ميزان درك و فهم او بستگى دارد. به همين نسبت، من و شما هم نمىتوانيم تصور كنيم كه مدت عمر اين زندگى چه قدر است. چون بينش ما محدود است، همانند آن موجود ذرهبينى كه آن تار مو را طولانى مىديد ما هم اين دنياى كوچك و كوتاه مدت را طولانى مىبينيم و نمىتوانيم بفهميم كه چند سال ديگر و چه زمانى تمام مىشود و چگونه به پايان مىرسد. در حالى كه عقل مىداند اين عالم على رغم وسعت زمانى بى حسابش، محدود و تمامشدنى است و حد و مرزى دارد و سرانجام تمام مىشود. ولى عمرِ آخرت تمام نمىشود. هزاران برابر بر اين بيفزاييد، تمام شدنى نيست و ابدى و نامتناهى است و هيچ چيز با آن قابل مقايسه نيست. اين عالم هر قدر هم بزرگ باشد، هرگز نامتناهى نيست و هيچ نسبتى با نامتناهى ندارد. علاوه بر محدوديت در بعد زمانى، از لحاظ وسعت مكانى هم همين طور است. اين كه خداى متعال مىفرمايد به هر انسان مؤمنى، بهشتى مىدهيم كه وسعت آن به اندازه زمين و آسمان اين جهان خواهد بود؛ جَنَّة عَرْضُها السَّمواتُ وَالاَْرْض،[١] در واقع بيانگر اين است كه وسعت آن عالم تمام نمىشود و از نظر بعد مكانى هم نامتناهى است و اندازه محدودى ندارد. اما چرا با يك چنين عالمى روبرو هستيم؟ شايد از اين روى باشد كه اينها ظهور رحمت الهى است و رحمت الهى هم بىپايان است. مگر رحمت خدا جل جلاله حد و مرزى دارد؟ در هر عالمى و نشئهاى و براى هر كسى كه ظرفيت داشته
[١] آل عمران/ ١٣٣.