پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - تأثير ايمان در رفع خطر
كه چون مراتب ايمان همه انسانها به يك اندازه نيست، از همين رو برخى افراد از ضررهاى دنيوى بيشتر مىترسند؛ مثلا ترس و نگرانى انسان از مبتلا شدن به امراض و بيمارىها، به خصوص مرضهاى صعبالعلاج، بيشتر از خوف مبتلا شدن به يك گناه است. اين وضعيّت از نقص معرفت و ضعف ايمان انسان ناشى مىشود. ولى با وجود اين، يك نكته مسلّم است و آن اين است كه هر چند ايمان مؤمن ضعيف باشد، باز هم از به خطر افتادن اصل ايمان و اعتقادش بيش از هر خطر ديگرى نگران است و در كنار ديگر نگرانىهايش از به خطر افتادن ايمان و اعتقادش بيشتر هراس دارد.
تأثير ايمان در رفع خطر
نكته مهم اين است كه چه تدبيرى بينديشيم تا بتوانيم از اين خطرها به سلامت بگذريم؟ البته ما در ظهور و بروز بسيارى از اين خطرها و يا در فراهم آمدن مقدمات آنها نقش داريم. به هر حال اكثر ما وقتى در معرض خطرهاى جدّى قرار مىگيريم، احساس ضعف مىكنيم و خود را در علاج آن ناتوان مىبينيم. مثلا وقتى زلزلهاى پيش مىآيد و يا مرضى شيوع پيدا مىكند و يا به هر دليلى مشكلى براى ما رخ مىدهد كه رهايى از آن براى ما آسان نيست، از آن جا كه خود را عاجز مىبينيم، به جايى تكيه مىكنيم و يا به كسى پناه مىبريم و از او كمك مىگيريم. بنابراين اگر آدمى احساس كند كه خطرى متوجه او شده و يا مشرف به هلاكت است، بيش از هر چيز وجود تكيهگاه و پناهگاهى را ضرورى مىيابد. چون خودش را در رفع اين خطر ناتوان مىبيند، درخواست كمك مىكند. البته اين حالت در زندگى براى همه پيش مىآيد و آدمى دايماً با آن دست به گريبان مىباشد، هر چند كه گاهى از آن غافل است.
به هرحال انسان پيوسته با خطر مواجه است، و هر وقت با خطرى روبهرو مىگردد احساس مىكند كه بايد به جايى پناه ببرد و درصدد بر مىآيد تا وسيلهاى براى حفظ و مصونيّت خود از اين خطرها، پيدا كند.
شايان توجه است كه انسان متناسب با اعتقادات و روحيهاش و نوع خطرى كه او را تهديد مىكند چارهجويى مىكند و به پناهگاهى متناسب با آن اعتقادات و آن خطر، پناه مىآورد تا