پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - عمل زدگى
كسى كه مىخواهد با صفت راحتطلبى و تنآسايى مبارزه كند، بايد با مشكلات و شدايد و گرفتارىها دست و پنجه نرم كند و به تدريج روحيه وظيفهشناسى و فداكارى در راه انجام آن را در خورد تقويت نمايد. البته تحمّل مشكلات براى كسانى كه نازپرورده بوده و راحتطلبى و تنآسايى عادت كردهاند كار دشوارى است؛ چون اين افراد معمولا در مواجهه با مشكلات و سختىها تاب نمىآورند و مقاومت خود را از دست مىدهند و زود شكست مىخورند و گاه به محض اينكه احساس كنند كه مشكلات سخت و طاقتفرسا وجود دارد، تكليف را رها مىكنند؛ مثلا كسى كه در منزل شخصى خود، غرق آسايش و يا در نزد والدين خود با ناز و نعمت بزرگ شده، اينك اگر بخواند در شهر و محلى دور از والدين و در ديار غربت و با تحمل مشكلات تحصيل نمايد تاب نمىآورد و تحمّل نمىكند و چون كار دشوارى است آن را رها مىسازد. به عنوان نمونه كسى كه تشخيص داده است درس خواندن وظيفه او مىباشد و اين تكليف بر او متعيّن شده است، بايد خود را براى تحصيل، مهيا كند و مشكلات را به جان بخرد. ولى چون به تحمّل غربت و سختىها و گرسنگى و نابسامانى نه تنها عادت ندارد، بلكه آشنا هم نيست، لذا همان روزهاى اوّل متوجّه مىشود كه اينجا با خانه شخصى خيلى فرق دارد. در آنجا مادر غذا را آماده مىكرد و با ناز و خواهش و تمنا او را به غذا خوردن دعوت مىنمود، امّا در اينجا بايد خودش وسايل غذا را مهيا نمايد و ظرف بشويد و .... از جانب ديگر گاهى چنان شرايط بد اقتصادى به او روى مىآورد كه مجبور مىشود براى امرار معاش، تن به قرض دهد و يا گاه دوست ناباب و بداخلاق با او هم اطاق شده و مشكلات او را دوچندان مىكند. طبيعى است كه چنين شخصى چون در رفاه زندگى مىكرده است اين مشكلات را تحمل نمىكند و درس را رها ساخته، از زير بار مسؤوليت و وظيفه شرعى خود، شانه خالى مىكند.
اين يك مثال ساده از مشكلات شخصى است والاّ انجام وظيفه در برابر مشكلات اجتماعى صدها برابر دشوارتر است. اگر آدمى بخواهد يك زندگى منظم و مطابق با خواست خداوند سبحان و پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) داشته باشد، بايد مبارزاتى سخت و مشكلاتى حادّ را تحمل نمايد. واضح است كه شخص ناز پرورده همان روز اول فرار را بر قرار ترجيح داده،