پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - ديدگاه حق در مورد دنيا
حقيقت آن آگاهى يافتند. اينها همانند همان افراى هستند كه از سرزمين خشك و بىآب و علف قحطىزده به سوى منزل سبز و خرم و آباد سفر مىكنند؛ يعنى اين دنيا سفرى است كه از منزل قحطىزده و خشك، تا منزل سرسبز و خرم ادامه دارد. آنها خود را در سفر از يك بيابان خشك و بىآب و علف، به سوى سرزمين سبز و خرم و آباد مىبينند. تمام همت چنين مردمى اين است كه هر چه بهتر وسيله سفر و حركت را فراهم كنند تا زودتر و سالمتر به مقصد برسند. و اگر هزينهاى هم صرف مىكنند، براى آنها سنگين نيست. چون هدف اين است كه هر چه زودتر و زودتر به مقصد برسند. از اينرو اگر مركب تيزروترى وجود داشته باشد، سعى مىكنند آنرا انتخاب و تهيه نمايند و اگر انتخاب آن مركب نيز احتياج به وسيلهاى ديگر داشته باشد، تلاش مىكنند تا آن وسيله را هم فراهم نمايند تا سريعتر به مقصد برسند. اگر در اين راه هزينه و مخارج سنگينى نيز بر عهده آنها بيايد، هرگز نگران نبوده، بلكه به دنبال تحصيل آن تلاش مىكنند. حتى براى رسيدن به مقصد، پول خرج كرده و هر زحمت و تلاش جانكاهى را به جان مىخرند و با وجود اين، خيلى خوشحالند؛ چراكه جز رسيدن به آن مقصد برتر، هدفى ندارند.
امّا در برابر، آن كسى كه دنيا را اينگونه مىبيند كه با مرگ از جايى سرسبز و خرم به طرف يك سرزمين خشك و بىآب و علف مىرود، هرگز تن به سختى نمىدهد و صرفاً در پىخوشى بيشتر است كه تا دوران خوشى سفر به سر نرسيده از آن بهرهمند شود؛ چرا كه در ديدگاه او مرگ به معناى نيستى محض و نابودى كامل است و بعد از مرگ، چيزى نيست و باقى نمىماند. و اگر هم هست براى او چيزى در آنجا وجود ندارد. چنين كسى بايد فرصت اين دنيا را غنيمت شمارَد و فقط به فكر آن باشد كه تا مىتواند از آب و نانى كه فراهم است، استفاده كند.
حضرت(عليه السلام) از بين چند ديدگاه متضاد درباره دنيا و آخرت، نظريه حق را به فرزند خود ارائه نموده و مىفرمايند:
يا بُنَّىَ قَدْ اَنْبَاْتُكَ عَنِ الدُّنْيا وَحالِها وَ زَوالِها وَانْتِقالِها بِاَهْلِها ...؛ اوّل تو را از وضع دنيا آگاه و ذهنت را با حقيقت آن آشنا ساختم كه اين دنيا در حال انتقال و در گذر است و نابود خواهد