پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٢ - اعتقاد به معاد و اصلاح رفتار
چيز مانع از ابتلاى به گناه و جنايت مىشود همانا خوف از شقاوت ابدى و عذاب جاودان است. و شايد بتوان گفت كه طمع در پاداش و نيل به سعادت، به اندازه فرار از عذاب و... مؤثر نيست.
با اين بيان، واضح شد كه چرا در قرآن كريم و در سخنان اهل بيت(عليهم السلام) و از جمله نهجالبلاغه عمده مطالب حول محور دنيا و آخرت و بىاعتنايىنمودن نسبت به زندگى دنيا و لذايذ آن، و عشق آفرينى و ايجاد و افزودن محبت نسبت به زندگى اخروى است. واضح است كه مقصود از مطالب فوقالذكر آن نيست كه آدمى از زنده بودن فرار كند و بيزارى جويد؛ چرا كه زندگى دنيا نعمت بسيار ارزندهاى است و آخرت آدمى با آن رقم مىخورد و تعيين مىشود. آن چه در اين آيات و روايات مورد توجه مىباشد، همانا دلبستگى به لذتهاى دنياست كه چون موجب بىتوجهى و فراموش شدن آخرت مىگردد، مذموم شمرده است. پس اگر در فرمايشهاى اميرالمؤمنين(عليه السلام) اين مطلب بارها تكرار شده، از اين روست كه تكرار اين نكات، مقصود و مطلوب مىباشد؛ چون از يك طرف مانع مىشود كه آدمى سريع آخرت را فراموش كند و از طرفى ديگر تأثير ظواهر فريبنده دنيا و انگيزه روىآورى انسان را به طرف لذات دنيا بسيار تقليل مىبخشد. بدين خاطر است كه دايماً انسان احتياج به مذكِّر دارد تا فريب اين لذات را نخورده و به آخرت توجه داشته باشد. به بيان ديگر، علت ديگر اين همه اصرار و تكرار اين است كه آدمى فراموش نكند كه زندگى به مرگ منتهى خواهد شد، كه اگر آخرت را فراموش نمود، خيلى آسان فريب شيطان را مىخورد و هدف از زنده بودن و زندگى خود را نيز فراموش مىكند و نمىداند كه عاقبت كار به كجا مىانجامد و اين خود سبب مىشود كه اين لذايذ و خوشىها را هميشگى پندارد و على رغم مشاهده مصيبتها و اتفاقها و تصادف ناگوار و حادثههاى دردناك و مرگهاى نابهنگام، باز اين زندگى را هميشگى و آن لذّات سطحى و گذرا را مستمر بينگارد. اگر انسان توجه داشته باشد كه اين زندگى پايانى دارد، به قدر و منزلت خود پى خواهد برد. اگر بدانيم و عنايت داشته باشيم اين عمر موقت است و هميشگى نيست، قدر اين لحظات را خواهيم دانست و اين عمر را در راه صحيح صرف خواهيم كرد؛ يعنى به همان اندازه كه به گذرابودن اين عمر توجه داريم، سعى مىكنيم كه حداكثر استفاده را