پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٠ - غرور
خود اكتفا مىكند و هميشه از علما دورى مىگزيند و بر آنها عيب مىگيرد و كسى را كه با او مخالفت ورزد، خطاكار مىشمارد و هرآنچه خود نداند گمراهى مىداند و اگر برايش مسألهاى پيش آيد كه آن را نمىداند، انكار و تكذيب مىكند و از روى جهالت مىگويد: اين مسأله را نمىشناسم (كنايه از بطلان آن نظر)؛ نمىبينيم [نمىپندارم] كه اين چنين باشد! و گمان نمىكنم، [بتواند] چنين باشد! و از كجا [مىتواند درست] باشد در حالى كه من آن را نمىشناسم؟ تمام اين سخنان به خاطر اعتماد به رأى خود و كمىِ آشنايى او به نادانىاش مىباشد. بر اثر خودرأيى و اشتباه در تشخيص پيوسته از جهل، فايده مىستاند و بهرهمند مىگردد و منكر حق مىباشد و در لجاجت متجرّى است و از طلب علم تكبر مىورزد.
از آنچه گذشت به اهميّت آخرت و اينكه زندگى دنيا راهى است كه به آخرت ختم مىگرد، پى برديم و نيك دانستيم كه بايد اين مسير را پيمود تا به سرمنزل مقصود و هدف و منزل اصلى كه زندگى ابدى است، برسيم. از اينرو اگر تصور كنيم كه هدف و مقصد همين جاست، سخت به اشتباه افتادهايم و نيروهايى كه بايد صرف رسيدن به هدف نماييم، در همين مسير هدر دادهايم.
اگر انسان اندكى توجه و التفات نمايد، به اين گوهر ناب پى خواهد برد كه آنچه را او زندگى واقعى مىپندارد، نسبت به زندگى ابدى مثل مردن و نابودى است و زندگى حقيقى آنجاست و زندگى دنيوى صرفاً يك راه است، نه مقصد، و هدف و مقصد خيلى فراتر و والاتر و عالىتر از دنياى گذراست.
حال اگر اين سخن را باور كنيم كه دنيا راه رسيدن به آخرت است، طبعاً اين سؤال كه خود مشتمل بر هزاران سؤال است، مطرح مىشود كه: چگونه بايد در اين مسير و اين عالم، زندگى كنيم تا به سعادت اُخروى برسيم؟ مىدانيم در مسير كوتاه زندگى دنيا آنقدر مشكلات پيچيده وجود دارد كه سالها و بلكه قرنها تلاش دانشمندان نتوانسته مشكلات همين زندگى كوتاه دنيا را بر طرف كند تا چه رسد به زندگى جاودان اخروى كه از دسترس عقول به دور است. پس اگر زندگى حقيقى را فراتر از اين زندگى بدانيم، اين سؤال پيش مىآيد كه براى آن عالم چه مشكلاتى وجود دارد و چه راهى را بايد طى كنيم كه به هدف نهايى و سعادت جاودان برسيم؟