پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٤ - چسان لذّت دنيا را لذّت ندانيم؟
فراموش نمودى ديگر براى سفر آخرت آمادگى نخواهى داشت و انجام واجبات و قضاى آنها را به تأخير مىاندازى و حقوق مردم را ادا نمىكنى و با سهلانگارى و امروز و فردانمودن و گفتن اين كه: هنوز جوان هستم و وقت هست، در انجام كارهاى خير تساهل و تسامح مىكنى كه ناگهان مرگ، چوب بيدارى بر تن آرميده در خواب غفلت تو مىنوازد و در وحشت بى ساحل خود، تو را رها مىسازد كه در آن لحظه از عهده هيچ كارى جز تسليم در برابر عذاب اخروى بر نخواهى آمد. پس قبل از تسليم شدن به عذاب اليم چارهاى بينديش. آن چاره اين است كه مرگ هميشه جلوى چشمت باشد و دايماً مواظب باشى كه وظايفت را انجام دهى كه مبادا فردا و يا يك ساعت ديگر ناگهان مرگ تو برسد، و تو را مغلوب و غافلگير سازد. پس مرگ را جلوى چشمت بدار تا غافلگير نشوى و هر وقت كه آمد، همانند ميزبانى باشد كه انتظار آمدنش را داشتى.
چسان لذّت دنيا را لذّت ندانيم؟
انسان در نقطه وسط ميدان جاذبه دو نيروى لذّات دلرباى دنيوى و نعم پايدار اخروى قرار گرفته است و به ناچار تحت تأثير يكى از اين دو نيرو رفتار خواهد نمود.
آن چه مطلوب است، توجه به آخرت است. براى اين كه دنيا و لذايذ آن رهزن ما نگردد و ما را در خود غرق و از آخرت غافل نسازد، راههاى زيادى وجود دارد كه يك راه، آن است كه هميشه مرگ را به خاطر آوريم و عالم آخرت و نعمت پايدار و عذابهاى دردناك آن را در ذهن و خاطر خود زنده نگهداريم و جلوى چشمان خود مجسم ببينيم. اين امور باعث مىشوند، رغبت ما به دنيا كم و دنيا در نظر ما كوچك گردد و به دنيا دل نبنديم و شيفته آن نشويم: وَ اَكْثِرْ ذِكْرَ الاَْخِرَةِ وَ ما فيِها مِنَ النَّعيِمِ وَالْعَذابِ الاَْليِمِ، فَاِنَّ ذلِكَ يُزَهِّدُكَ فِى الدُّنْيا وَ يُصَغِّرُها عِنْدَكَ.
بايد بدانيم كه دنيا نسبت به آخرت خيلى كوچك است و اگر ما خيال مىكنيم كه بزرگ است، از اين روست كه با مقياسهاى دنيايى پديدهها و مسايل را مىسنجيم. به عنوان نمونه يك موجود ذرّه بينى را در نظر آوريد كه از بن يك مو حركت مىكند تا به ابتداى آن مو برسد. اين موجود كوچك و ريز ذرهبينى تا بخواهد حركت كند و به سر ديگر مو برسد، مدتها طول