پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٦ - غفلت بى حد از نعمت بى حساب
درِ بازگشت و خشنود ساختن را گشود و هر زمان كه تو اراده نمودى صدايت را شنيد و به راز دلت گوش داد. پس حاجت خود را به او مىرسانى و راز دل خود را نزد او مىگشايى و از اندوه خود به او شكايت مىكنى و در كارهايت از او استعانت مىجويى و سپس كليد گنجينههايى كه درخواست آن را اجازه داده، در دست تو نهاده است. پس هرگاه كه خواستى، درِ گنجينههاى او را با كليد دعا بگشايى!
در اين فراز از وصيت، اميرالمؤمنين على(عليه السلام) از دعا و ارتباط انسان با خداوند سبحان و توبه و درخواست از خداى متعال سخن مىگويند و در لفافهاى از نور و زيبايى، نكتهها و گوهرهاى پرقيمتى را به بشر ارزانى مىفرمايند. براى اينكه بهتر بتوانيم از اين فرمايشات استفاده كنيم، چند جملهاى را به منظور آمادگى بيشتر عرضه مىداريم.
غفلت بىحد از نعمت بىحساب
به منظور درك عميق و كامل يك نعمت و شىء ارزشمند، راههاى متعددى وجود دارد. يكى از آن روشها اين است كه بين زمانى كه از اين نعمت برخوردار هستيم و زمانى كه اين نعمت را نداريم، مقايسه كنيم و ببينيم كه اين دو حالت چقدر با هم فرق دارند. در آن وقت است كه ارزش وجود آن نعمت را نه تنها درك مىكنيم بلكه شايد با تمام وجود حس و لمس مىكنيم. همه نعمتهاى دنيايى، اعم از مادى و معنوى، همينطور هستند و به وسيله اين محك، قابل ارزيابى مىباشند. به تعبير معروف: «قدر نعمت كسى داند كه روزى به نبود آن، گرفتار آيد.» تمام نعمتهايى كه از يكى از آن برخوردار هستيم در حد خود ارزشمند هستند و يكى از راههاى پى نبردن به ميزان ارزشمندى آن همانا مقايسه زمان وجود اين نعمت با زمان نبود آن است. از بزرگترين نعمتهاى الهى كه اصلا آن را نعمت نمىشماريم، همين حيات و زندگى اين دنيا است. آرى، زندگى در اين عالم از بزرگترين نعمتهايى است كه خداوند به ما ارزانى داشته است، در حالى كه از شدّت غفلت شايد افراد زيادى فكر كنند كه مگر حيات هم نعمت است! انسان، آن گاه مىفهمد كه حيات نعمتى بس بزرگ است كه به مصيبتى دچار گردد و مشرف به مرگ شود و خود را در حال جاندادن ببيند و يا احساس كند كه جانش در خطر