پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - دل مطمئن
مطلبى ممكن است ما را كاملا از آن موضوع منصرف نمايد و آن غريزه با همه توانش از تحريك نفس باز مىماند و ناگهان نفس رام مىشود و سركشى خود را كنار مىگذارد. البته اين حالت در امور دنيوى نيز وجود دارد. به هر حال بهترين وسيله رام نمودن قلب، ياد مرگ است؛ يعنى آدمى در اين انديشه باشد و دايماً اين فكر را در ذهن خود زنده نگهدارد كه به زودى خواهد مُرد. توجه به مُردن، انسان را از حالت طغيانگرى و عصيانجويى نجات مىدهد و دل را از حالت چموشى خارج مىسازد. به هر ميزان مرگ را براى خود مجسّم نمايد و بيشتر به مرگ توجه پيدا كند، نفس بهتر و زودتر رام مىشود. پس با اين بيان، معناى كلام حضرت(عليه السلام)كه مىفرمايد: وَ ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ الْمَوْتِ؛ نفس را با ياد مرگ رام كن، كاملا روشن مىگردد.
مىدانيم كه «ذلول» در مقابل «جموح» و «چموش» به كار مىرود و به معناى رام مىباشد و معمولا هر دو، وصف مَركب قرار مىگيرند. اگر دل، چموشى كند، مىتوان با ياد مرگ آن را رام ساخت.
اگر مىخواهيم ياد مرگ را در دل تقويت كرده، نفس را رام كنيم، بهترين راه اين است كه از او اقرار بگيريم كه تو هميشه زنده نخواهى بود و روزى خواهى مُرد و محكوم به فنا هستى و گويا از همين روست كه بعد از عبارت ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ الْمُوت، حضرت(عليه السلام) مىفرمايد: وَ قَرِّرْهُ بِالْفَناء؛ از او اقرار بگير كه فانى شدنى هستى! پس توجه به محدود بودن عمر و فرا رسيدن مرگ و فانى بودن دنيا نفس را رام مىگرداند.
دل مطمئن
نيك مىدانيم كه اسب رام نيز گاه به هنگام راه رفتن، آرامش و آسايش را از راكب خود سلب مىكند و به اصطلاح «لُكه» مىرود. يعنى در حالى كه رام شده و در دست سوار است و ديگر چموشى نمىكند تا راكب را به زمين بزند، امّا آرام هم حركت نمىكند، بلكه مرتّب سوار خود را تكان مىدهد. پس ضرورى است جهت استفاده مفيد و مؤثر بعد از رام كردن، به آرامكردن آن بپردازيم. چون تنها رامكردن كافى نيست. براى انسان نيز صرف رام بودن نفس، كفايت نمىكند بلكه بايد آدمى از نفسى آرام و با وقار و آرامش برخوردار باشد. لذا حضرت بعد از