پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٦ - پند پدرانه
ديدم كه اين عنايت در عنفوان جوانىِ تو به كار رود و در بهار زندگى، در حالى كه تو تازه به زندگى روى آورده اى و روزگار را پيش روى دارى و داراى نيّتى سالم و نفسى پاك هستى، خواستم (تربيت) تو را به تعليم كتاب خداوند و بيان آن و مقررات و احكام اسلام و حلال و حرام آن آغاز كنم و هرگز به غير آن روى نمى آورم. بعد از اين، نگرانم كه مبادا اختلاف عقايد و آراى مردم كه برخاسته از هوا و هوس آنهاست، همان گونه كه [حق]را بر مردم مخفى نگهداشته، بر تو نيز پوشيده دارد. بدين دليل با اينكه از پرداختن به اين شبهات [كه ذهن صاف تو را تيره مىسازد]نافر شدم، امّا محكم نمودن عقايد تو را از تسليم نمودن و سپردن تو به دست شبهات كه از هلاكت و تباهى تو در آن ايمن نيستم، بهتر مىدانم و اميد دارم كه خداوند تو را در هدايت يافتن موفق بدارد و به راه راست راهنمايى فرمايد. پس تو را به اين وصيّتم سفارش مىكنم و اندرز مىدهم.
همانگونه كه گذشت در اين بخش از وصيّت، حضرت على(عليه السلام) بهطور غيرمستقيم نكتههاى آموزندهاى را بيان مىكنند؛ يعنى قبل از اينكه مستقيماً به بيان مواعظ و نصايح بپردازند، به نكاتى اشاره مىكنند كه از لحاظ تعليم و تربيت حايز اهميّت مىباشد و در واقع به گونهاى غير مستقيم رعايت آن نكات را به ما گوشزد مىفرمايند.
پند پدرانه
كلام حضرت على(عليه السلام) آنگونه است كه نه تنها الفاظ آن بيانگر معنايى فصيح و بليغ است، بلكه كيفيت سخن و شكل كلام نيز با مخاطب، سخن مىگويد و پيامى را بيان مىكند. از همينرو ضرورى است جهت دستيابى به پندهاى بىبديل حضرت على(عليه السلام)ـ كه بصورت غير مستقيم بيان فرمودهاند ـ ابتدا سخنان آن حضرت را از نظر بگذرانيم كه مىفرمايند:
«اى فرزندم! هر چند من عمر زيادى ندارم و به اندازه همه پيشينيان زندگى نكردهام، ولى از آنجا كه اخبار و آثار آنها را مطالعه كردهام، گويا عمرى به بلنداى عمر همه آنها دارم و به اندازه همه گذشتگان عمر نمودهام. چون تمام تجاربى را كه از زندگى