پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٩ - تصبّر در فهم دين
مىگويد ما چنين تكليف و ثوابى را نخواستيم، خداحافظ. همان يك لقمه نان از راه كسب و كشاورزى و... خيلى راحتتر به دست مىآيد و اين مسؤوليتها و خون دل خوردنها و سختىها را هم ندارد، مگر بهشت رفتن فقط از همين راه ممكن است! آدم پول در مىآورد، به فقرا خدمت مىكند و به بهشت هم مىرود. هزاران راه و كار خير وجود دارد كه مىتواند ما را به بهشت برساند چه لزومى دارد كه اينهمه زحمت را تحمل كنيم؟! ولى بايد توجه داشت كه «بقدر الكدّ تكتسب المعالى فمن طلب العلى سحر الليالى»؛ اجر و پاداش نيز به اندازه تحمّل سختىها و مشكلات است و همه بهشتيان از مقام و منزلت يكسان برخوردار نيستند و اگر انسان مىخواهد در آن عالم دچار حسرت نشود مىبايست مشكلاتِ بهترين بنده خدا بودن را به جان و دل پذيرا باشد.
تصبّر در فهم دين
آدمى مىبايست روحيه تنبلى و تنآسايى را كنار گذاشته، با آن مبارزه كند؛ چون چنين روحيهاى گاه او را وادار مىسازد كارهاى خود را توجيه نمايد. به عنوان مثال چون تحمل مشكلات تحصيل علوم دينى برايش دشوار است مىگويد جانم در خطر است و ضعيف و مريض شدهام و بايد تحصيل را رها كرده، شغل ديگرى را انتخاب كنم؛ يعنى چنين براى خود توجيه مىكند كه ترك تحصيل يك واجب شرعى است، نه درس خواندن! اگر آدمى مىخواهد به اين وساوس شيطانى مبتلا نشود، بايد در برابر سختىها و مشقتها تمرين داشته باشد. بايد به حالت تصبّر روى آورد و صبورى نمودن را تمرين كند. به كسى كه ملكه صبر و شكيبايى را دارد، «صبور» و يا «صبّار» گفته مىشود. امّا تصبّر به معناى تمرين صبر است. تصبّر، آن است كه انسان هنوز به مشكلات و شدايد عادت نكرده و تازه براى اوّلين بار با آنها مواجه مىشود، لذا چنين شخصى صبر نمودن را تمرين مىكند و خودش را به تحمّل سختىها وادار مىنمايد تا كمكم از آن روحيه ناز پروردگى بيرون آيد و اندك اندك به سختىها و مشكلات عادت كند. به اين مرحله كه همان تمرين صبر كردن است، «تصبّر» مىگويند. از نظر ادبا نيز يكى از معانى «باب تفعّل» تكلّف است. و در اينجا «تَكَلَّفَ الصَّبْرَ» يعنى صبر را بر خود تحميل مىكند.