پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - نعمت بى پايان به توان بى پايان
گوسفند ديگرى تا اين كه كم كم در اثر زاد و ولد گوسفندان، صاحب يك گلّه بزرگ گوسفند شد. همچنان كه اين گلّه بزرگ و بزرگتر مىشد، نگهدارى آن در شهر سخت و سختتر مىگرديد تا آن جا كه براى نگهدارى از آنها به خارج از شهر رفت و در آن جا به گلهدارى پرداخت. از همين رو ديگر نمىتوانست مانند روزهاى قبل به فيض نماز جماعت به امامت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نايل گردد و از اين نعمت بىمنتهاى معنوى محروم شد و فاصله او از معنويت آن قدر زياد گرديد كه وقتى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)شخصى را براى دريافت زكات به نزد او فرستادند، به درخواست فرستاده پيامبر خدا جواب منفى داد و از پرداخت زكات، امتناع ورزيد و گفت شما مىخواهيد باج بگيريد!! من زحمتهاى فراوان متحمل شدهام تا اين گله را فراهم آوردهام و هرگز آن را مفت به شما نمىدهم!!! بالأخره در سستى ايمان تا مرزى پيش رفت كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) تصميم گرفتند آن سرمايه اوليّهاى كه به او عطا فرموده بودند، پس بگيرند و آن شخص هم چون عطيّه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) را در برابر سرمايه فعلى خود مقدار ناچيزى مىپنداشت، پس داد. وليك غافل از آن كه بنيان سرمايه او همان بخشش و كرامت رسول خداست. پس از آن، آفتى پيش آمد و گله را از بين برد. آن مرد با اصرار فراوان از خداوند سبحان كمك خواست و دعا كرد تا پولدار شود، اما پولدارشدن همان و محروم گرديدن از ايمان، همان. چرا كه قدم به قدم با پولدار شدن، از عبادت و نماز به امامت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و حضور در مجالس پيغمبر خدا محروم گرديد و تا به آنجا پيش رفت كه زكات را يك نوع باج، خواهى تلقى كرد و در نهايت حضرت رسول(صلى الله عليه وآله وسلم) براى اين كه او را از اين بدبختى و انحطاط نجات بخشند، كرامت خود را پس گرفتند تا بيش از اين به ايمان و دينش ضرر وارد نيايد. بنابراين گاهى اوقات حاجات دنيوى مىتواند براى دين انسان ضرر داشته باشد و خداى متعال كه همه چيز را مىداند و خير بنده خود را مىخواهد، آن حاجت را عطا نمىفرمايد تا به دينش لطمه و ضررى وارد نشود و باعث از كف رفتن دين و دنياى وى نگردد.
البته بايد توجه كنيم كه مبادا مطالب فوق باعث بروز اين وسوسه شود كه پس براى چه دعا كنيم؟! چه دعا كنيم و چه دست از دعا بكشيم، تدبير آن به دست كسى است كه مصالح را بهتر مىداند و اگر بخواهد عطا كند، بدون دعا هم مىبخشد. پس چه نيازى به دعا نمودن است به