پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - مغتنم شمردن فرصت
مطابق با ظرفيت مخاطب، وصيّت خود را ايراد مىكنند تا براى وى قابل فهم و مفيد باشد و الاّ اگر اين نكته رعايت نشود، بيان هر سخنى بيهوده و لغو خواهد بود.
مغتنم شمردن فرصت
به آن روى ديگر اين سخنان گهربار كه بنگريم مىبينيم حضرت(عليه السلام) به توصيف موقعيت خود پرداخته، مىفرمايد: وَرَأَيْتُنِى اَزْدادُ وَهْناً بادَرْتُ بِوَصِيَّتِى اِلَيْكَ لِخِصال؛ از جانب ديگر وقتى حال خود را بررسى مىكنم، مىبينم كه روز به روز ضعيفتر مىشوم و بر ضعف و سستى و ناتوانى جسمانى من افزوده مىشود. لذا به بيان اين وصيّت مبادرت نمودم كه مبادا قبل از اينكه اين مطالب را براى تو بيان كنم، اجل من فرا برسد و اين مطالب را ناگفته باقى گذارم. اين كلام امير كلام، خود درس بسيار مهم ديگرى را به ما مىآموزد كه اگر براى كسى زمينه كار خيرى فراهم شد و وقت انجام آن نيز فرا رسيد، مسامحه نكند؛ چرا كه فِى التَّأْخِيرِ آفَات، از كجا معلوم است در آينده زنده باشيم و امكان انجام اين كار فراهم باشد تا اين كار را انجام بدهيم؟ اگر الان زمينه كار خيرى فراهم شده است و مىتوان آن را انجام داد، نبايد تأخير بيندازيم و سستى و مسامحه كنيم. شايد در آينده نباشيم و يا اگر زنده هم باشيم، چه بسا كه توان انجام اين كار را نداشته باشيم. مثلا ممكن است زنده باشيم، اما بيمارى و ناتوانى و يا هزاران مانع و آفات در زندگى پيش آيد كه ديگر قادر به انجام آن عمل خير و كار نيك و پسنديده و آن مسؤوليت خطير نباشيم. پس وقتى زمينه انحام كار خير و پسنديدهاى فراهم شد، بايد فرصت را غنيمت شمرده، هرچه زودتر آن را انجام دهيم. لذا حضرت هم مىفرمايد: به وصيّت مبادرت كردم چون نگران بودم كه اجل من فرا برسد و اين مطالب، ناگفته باقى بماند. بنابراين يكى از علل مبادرت به اين وصيّت اين نگرانى است كه: أَنْ يَعْجَلَ بى اَجَلى دَوْنَ أَنْ اُفْضِىَ اِلَيْكَ مَا فِى نَفْسى؛ قبل از بيان آنچه در دل دارم اجل من فرا برسد. از اين روى شتاب كردم كه مبادا اين كار را انجام نداده از دنيا بروم. و نيز از اينرو اقدام به وصيّت نمودم كه مشاهده كردم فكر من همانند بدنم در حال پيرشدن است؛ اَوْاَنْقَصَ فِى رَأْيِى كَمَا نَقَصْتُ فِى جِسْمِى. شايد اين مطالبى را كه امروز، به اين صورت در ذهن خود دارم و مىتوانم بيان كنم، در آينده نتوانم اينها را به اين صورت ارائه كنم و رأى و فكر من نيز مانند بدنم ضعف پيدا كند.