پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٦ - دعا و تكليف شرعى
يكايك آنها از حوصله اين مقال خارج است؛ مثلا نبايد در دعا خودنمايى و ريا نمود. واضح است كه خداوند سبحان در مقابل اين دعا چيزى را به او عطا نمىفرمايد. امّا اگر در دعا خودنمايى و ريا نباشد، خداوند دست رد به سينه بنده مخلص خود نمىزند و يا همان چيزى را كه خواسته است، عطا مىفرمايد و يا نعمت دنيوى و يا اخروى ديگرى را منظور خواهد نمود. پس مشخص شد كه اگر مىگوييم: هيچ دعايى بىاجابت نيست؛ معنايش اين نيست كه در همه دعاها همان چه خواسته شده، مستجاب مىشود.
دعا و تكليف شرعى
از آن جا كه آدمى در پى يك تشويق و يا توبيخ اندك به افراط و تفريط مبتلا مىگردد و در مورد دعا نيز بروز چنين انحرافى گريبان برخى را سخت گرفته است، شايسته، بلكه بايسته، است جهت دفع اين خطر به بيان نكته ديگرى كه در اين مقام بپردازيم؛ چرا كه وقتى زياد به دعا تشويق مىشود ـ آن گونه كه در سخنان قبلى حضرت(عليه السلام)ملاحظه فرموديد ـ برخى دچار افراط در دعا مىشوند در حالى كه اين ترغيب و تشويق به اين معنا نيست كه همه كارها را كنار بگذاريم و يك كتاب دعا در دست گرفته و دعا بخوانيم و از خدا بخواهيم تا كارها را بسامان سازد. دعا هرگز جاى تكليف واجب را پر نكرده، از آن كفايت نمىكند. آنجايى كه تكليف واجبى وجود دارد بايد با تمام همت و دقت و با رعايت همه شرايط، وظيفه و تكليف را انجام دهيم. همان طور كه هيچ دعا و ذكر و وردى به جاى نماز، كفايت نمىكند و نمىتواند تأثير نماز را داشته باشد، جاى هيچ تكليف واجب ديگر را هم نمىگيرد. آن گاه كه بايد در جبهه جنگيد، هرگز دعا جاى جنگ را نمىگيرد. در صدر اسلام و در زمان اميرالمؤمنين(عليه السلام) افرادى بودند كه در جنگها شركت نمىكردند و وقتى از آنها سؤال مىكردند كه چرا به يارى رزمندگان اسلام نمىرويد و پا به پاى مردان مجاهد در كارزار شركت نمىكنيد، جواب مىدادند: ما دوست داريم عبادت كنيم! و از اين درگيرىها دل خوشى نداريم! پسنديده نيست كه در ريختن خون مردم شركت كنيم! و يا عدّهاى هم مىگفتند: ما در مسجد مىنشينيم و دعا مىكنيم تا رزمندگان پيروز شوند! دعا نيز يك راه ياورى و كمك است و ما از اين طريق، دلاوران جبهه نبرد را