پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠ - مخاطب وصيّت نامه
مىتوانيد لذّت ببريد؟! اين گونه نيست. اين پدر اينگونه نصيحت مىكند كه دنيا را داراى مقامى ارجمند و لايق خضوع و ستايش ندانيد. قائل نباشيد. بلكه مىفرمايد: من دنيا را نكوهش مىكنم، چون در موقعيّت و مكانى قرار گرفتهام كه مردگان در آنجا بودهاند؛ يعنى در جايى زندگى مىكنم كه كسانى كه قبلا آنجا زندگى مىكردند، الآن مردهاند و اثرى از آنها باقى نمانده است و من نيز به همين زودىها خواهم مُرد. در همين سرزمين و محل سكونت ما، قبلا هزارها انسان زندگى مىكردند و اينك از دنيا رفتهاند. آيا ما كه جاى آنها را گرفتهايم جاودانه زنده و باقى خواهيم ماند!؟ به يقين ما نيز مانند آنها خواهيم مُرد. پس اين پدر، پدرى است كه خود را در چنين موقعيتى مىبيند. در جايى كه قافله مردگان از آن عبور كردهاند و او هم يكى از آنهاست. هر كدام مدتى در اين منزلگاه توقف كرده، آنگاه بار سفر بستند و رفتند و من هم به دنبال آنها خواهم رفت. بدين جهت در ادامه حضرت در معرفى وصيتكننده مىفرمايند: اَلظّاعِنِ عَنْها غَدا؛ يعنى اين وصيّت كسى است كه فردا از اين منزلگاه كوچ خواهد كرد. اكنون به طور موقّت در اين كاروانسرا توقّفى دارد اما همانند قافلههاى پيشين كه رفتند و جزء مردگان شدند، او نيز خواهد رفت.
با اين بيان، موقعيّت وصيّتكننده مشخص مىشود، لذا اگر كسى بخواهد وصيّتكننده را بشناسد، كافى است كه در همين اوصاف و ويژگىها نظر و تأمل نمايد تا وصيّتكننده را شناخته و آنگاه در نظر بگيرد كه آيا مفاد آن وصيّت براى او نيز مفيد خواهد بود يا خير؟
مخاطب وصيّتنامه
حضرت در ادامه سخن، مخاطب وصيّتنامه را اين گونه معرفى مىفرمايند: اِلَى الوَلَد الْمُؤَمَّل ما لا يُدْرَكُ، السّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَد هَلَكَ، غَرَضِ الاْسْقَامِ وَ رَهينَة الاَيّامِ وَ...؛ وصيّت من به آن فرزندى است كه آرزوهاى دست نايافتنى دارد و همانند گذشتگان، رو به سوى مرگ در حركت است و هدف آفات گرفتارىهاست و...»
اين پدر به فرزندش وصيّت مىكند و حاصل عمرش را به وى تحويل مىدهد. اين فرزند، آرزوهايى دارد و تب جوانى در وجودش شعلهور است. مىدانيم كه دوران جوانى دوران