پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - دل عبرت بين
در اينجا هم بيانات اميرالمؤمنين(عليه السلام) حول اين محور است كه سعى كنيد تا مشكلات و بىوفايىها و بىاعتبارىها و فراز و نشيبها و سختىهاى دنيا را از نزديك ببينيد و تماشا كنيد تا اثر كافى و مؤثر را ببخشد و دل شما را از اين دنياى دنى بيزار سازد. اگر زرق و برقها و كاخها و ساختمانها و باغها و منظرههاى زيباى دنيا را با چشم مىبينيم و موجب مىشود كه به دنيا دلبستگى پيدا كنيم، بايد در كنار آن سختىها و ويرانىهايش را هم با چشم ببينيم تا حالت تعادل پيدا كنيم و اين قدر دلباخته دنيا نشويم. والاّ دلباخته به دنيابودن باعث مىشود كه آخرت را فراموش كنيم و عذاب ابدى را براى خود بخريم و لذا حضرت به بيان مطالبى در اين خصوص مىپردازند و مىفرمايند: بَصِّرْهُ فَجائِعَ الدُّنْيا؛ فجايع دنيا را جلوى قلب بگذار، تا قلب ببيند و آگاه گردد.
البته ممكن است بَصِّرْه به معناى بصيرت باشد و مقصود اين است كه آدمى در مقابل فجايع دنيا و خدعههاى اهل دنيا هشيار و بصير باشد تا فريب نخورد. به هر حال حضرت نمىفرمايند به قلب بفهمان و يا به ياد او بياور؛ چون تنها يادآوردن مقصود نيست، بلكه هدفى بالاتر و برتر از يادآوردن، مطرح است؛ يعنى بايد كارى انجام داد كه دل، فجايع دنيا را ببيند.
دل عبرتبين
در ادامه اين فراز از وصيّت، حضرت على(عليه السلام) دل را به عبرت گرفتن از فراز و نشيب زندگى فرا مىخوانند: وَ حَذِّرْهُ صَوْلَةَ الدَّهْرِ وَ فُحْشَ تَقَلُّبِهِ وَ تَقَلُّبَ اللَّيالى وَالأَْيَّامِ؛ دل را از سطوت روزگار و دگرگونىهاى بىحد و حساب آن بر حذر بدار. روزگار، حالت حمله و غلبه بر انسان دارد. دل آدمى خواستههاى بىپايان دارد و هيچگاه قانع نمىشود. در اين ميان افراد زيادى بودند كه قدرتها داشتند، امّا حوادث روزگار آنچنان بر آنها مسلّط شد كه بين آنها و خواستهها و داشتههايشان جدايى انداخت. و لذا دل را بر حذر بدار از اينكه روزگار بر انسان آنچنان بتازد كه ديگر مجال حركت و فكر براى تو باقى نگذارد. و نيز قلب را از دگرگونىهاى روزگار برحذر بدار؛ چرا كه تقلّب و دگرگونىهاى دنيا فاحش و عظيم است: وَفُحْشِ تَقَلُّبِهِ وَ تَقَلُّبِ اللَّيالى وَ الأَْيَّام. اينگونه نيست كه زير و روشدن و فراز و نشيب دنيا اندك باشد؛ مثلا نفع و