پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨١ - دعا اعتراف عملى به بندگى
نموديم و اين كليد را به كار گرفتيم، نتيجهاى حاصل نشد؟! اين جاست كه حضرت على(عليه السلام) با كلام ثمين خود اين شبهه را از اذهان دور ساخته، مىفرمايند: در دعا نمودن اصرار كنيد. اينچنين نباشد كه اگر يك بار دعا كرديد و مستجاب نشد، دعا نمودن را ترك و رها سازيد. و از طرفى ديگر بايد توجه داشته باشيم كه در دير اجابت شدن هم حكمتهايى دارد؛ يعنى اگر دعاى شما در اولين مرتبه مستجاب نشد، نبايد نااميد شويد. چه بسا خداوند سبحان به خاطر علت و حكمتى اجابت دعا را به تأخير انداخته است. البته هدف و جهت اين حكمت ممكن است متوجه شخص دعاكننده و يا متوجه شخص يا امور ديگرى باشد؛ مثلا خدا دوست دارد كه اين شخص يكبار ديگر دعا كند و مشمول رحمت مجدد حضرت حق گردد؛ چون هر بار كه دعا مىكند مستحق يك نوع رحمت يا يك واحد خاصى از رحمت، كه متناسب با آن دعاست، مىشود. پس اگر دوباره دعا كند، مستحق رحمت مضاعف مىگردد. اگر خداوند متعال همان دفعه اوّل دعاى او را مستجاب و رحمتى را كه مستحق آن است بر او نازل فرمايد، او ديگر دعا نمىكند، و وقتى كه دعا نكرد ديگر مستحق رحمت بيشترى، كه خدا دوست دارد اين بنده مستحق آن شود، نمىگردد. از همين روست كه اجابت دعا را به تأخير مىاندازد تا اين دعاكننده مجدّد دعا كند و رحمت بيشترى بر او افاضه گردد؛ چون به وسيله دعاست كه بنده به خداوند منان تقرب مىجويد و مستحق رحمت بيشتر الهى مىشود و از جانب ديگر خداوند متعال هم دوست دارد كه به اين بنده رحمت بيشتر برسد . البته ظرفيت بندگان خدا متفاوت است، چه بسا كه اگر چند دفعه دعا كرد و مستجاب نشد ديگر ظرفيت دعاى بيشتر را نداشته باشد كه در آن موقع خدا دعايش را استجابت مىفرمايد. به هرحال يك دليل تأخير در اجابت اين است كه شخص، مكرراً دعا كند و مستحق رحمت مجدّد حضرت حق گردد.
دعا اعتراف عملى به بندگى
جوهره دعا، عبادت است. شخصى كه دستش را پيش خداوند منّان دراز مىكند، چه در ظاهر دست خود را بلند كند و يا در دل به خدا توجه پيدا كند و در خانه خدا گدايى نمايد، عبادت كرده است؛ چرا كه اين اعمال، همانا اعتراف عملى به عبوديّت خود، و ربوبيّت الهى است و