پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٩ - چگونه سبك بار زندگى كنيم؟
چنين آرزويى نداشته باشد و اگر پيشنهاد چنين كارى شد، از آن استقبال نكند. پس تدبير عقلا و مقتضاى حكم عقل آن است كه در طى سفر، بار و بنه خود را به ديگران بسپاريم و خود را سبكبار حركت كنيم ولى افسوس كه در اين سفر دنيا كمتر كسى را مىتوان يافت كه اينگونه بينديشد و عمل كند. يعنى كمتر كسى را مىتوان يافت كه ثروت و مال خود را كه در اين دنيا به آن نياز ندارد به مستمندان و نيازمندان دهد و در آخرت كه به آن نياز دارد پس بگيرد. بىترديد چنين افرادى زيركترين و باهوشترين انسانها هستند كه اين تقاضا را قبول مىنمايند و آنچه را كه نياز ندارند به ديگران مىدهند تا در راه نياز خود آن را صرف نمايند و در آخرت به هنگام نياز آن را پس بگيرند. در حالى كه بسيارى از مردم از پرداخت حقوق واجب و وجوهات شرعيه خود امتناع مىورزند و فقط اين دنيا را مىبينند، اين گروه گويا روز قيام و خسران دنيا و آخرت را مىبيند و با هم مقايسه مىكنند و به اين نتيجه شيرين دست مىيابند كه دنيا سفر است و در سفر، سبك بار بودن هنر. در اين جا اميرالمؤمنين(عليه السلام) چه زيبا اين نكته را بيان و ما را متوجه مىسازند كه چون دنيا سفر است و هيچ سفرى بدون بار و بنه نيست پس اگر در اين مسافرت كسى گفت كه بار و بنه سفر را به من دهيد تا بياورم و موقعى كه احتياج داشتيد، برگردانم، سريع تقاضاى او را اجابت و كوله بار سفر خود را سبك نماييد. چون افزون بر اينكه سبكبال مىشويد بدون پرداخت وجهى بار و بنه خود را جابجا مىكنيد و در آنجايى كه احتياج داريد چند برابر آن را پس مىگيريد. بنابراين عاقلانه آن است كه متاع دنيا را در اين سفر بر دوش ديگران بگذاريد. مَنْ ذَا الَّذى يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً كَثيرَة[١]؛ چه كسى است كه به خدا به نيكى قرض دهد تا خدا آن را براى وى چندين برابر نمايد. چه زبانى از اين زبان گوياتر و چه مَثَلى از اين مثل شيرينتر؟! خدايى كه همه چيز براى اوست، وجود و حيات و اموال شما از آن اوست و او خود آنها را به ما داده است مىگويد: اين مالى كه به شما بخشيدم، به خود من، ـ يعنى به فقرا ـ قرض بدهيد، تا من چند برابر آن را به شما برگردانم. اگر اين سخن حضرت حق جل جلاله را قبول داريد چرا عمل نمىكنيد؟! اگر عمل نمىكنيد معنايش جز اين است كه سخن خداوند سبحان را قبول نداشته و به آن اعتماد نداريد. اگر خدا
[١] بقره/ ٢٤٥.