پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - شنيدن كى بود مانند ديدن؟
چرا گذاشتى اين مردم گوسالهپرست شوند. اين خشم و عصبانيت به خاطر ديدن آن حالت بود والاّ قبلا هم مىدانست كه اينها به گوسالهپرستى روى آوردهاند. اثرى كه در ديدن در دل انسان مىگذارد هرگز دانستن و شنيدن ندارد و نمىگذارد؛ چرا كه انسان به گونهاى آفريده شده است كه از چيزى كه مىبيند، خيلى بيشتر از آنچه كه مىشنود و يا با استدلال به آن پى مىبرد، متأثر مىگردد.
پس بهترين راه براى اينكه آدمى دل خود را متوجه مرگ و فنا و بىارزشى دنيا ـ در مقابل آخرت ـ بكند، اين است كه مشكلات و فجايع دنيا و پستى و بلندىهاى روزگار و نابودى خانهها و كاخهاى ويران شده را از نزديك ببيند. دانستن و مطالعه تاريخ آن آثار گر چه مفيد است ـ همانگونه كه گفتگويش نيز خوب است ـ امّا همانند ديدن آنها مؤثر نيست. اگر انسان از نزديك آنها را ببيند، اثرش بسى بيشتر از دانستن است. شايد علت تأكيد قرآن بر سير در آفاق نيز همين نكته باشد كه در ديدن اثرى نهفته است كه در شنيدن و مطالعهكردن و ... نيست و لذا حضرت حق مىفرمايد: قُلْ سِيروُا فِى الاَْرْضِ فَانْظُروُا كَيْفَ كان عاقِبَةُ الذَّينَ مِنْ قَبْلُ[١]؛ يا فَسِيْروُا فِى الاَْرْضِ فَانْظُروُا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ المُكَذِّبيِن[٢]؛ يعنى در زمين سير كنيد و ببينيد كه سرنوشت گذشتگان به كجا انجاميد، يا در روى زمين گردش كنيد تا بنگريد عاقبت آنان كه انبيا را تكذيب كردند به كجا منتهى شد. شايد علت اين دعوت خداوند، ديدن و عبرت گرفتن از سرنوشت گذشتگان باشد و لذا به اِعْلَمُوا؛ دانستن و يا به اِسْمَعُوا؛ شنيدن، اكتفا نمىكند، بلكه مىفرمايد: فَسِيرُوا فِى الاَْرْضِ فَانْظُروُا...؛ از نزديك برويد ببينيد و تماشا كنيد. يعنى دعوت به ديدن است، نه دانستن و نه شنيدن. خود ما زياد شنيده و يا مىشنويم كه در فلان مكان سيلى آمده و يا زلزله رخ داده و يا مشكلات طبيعى ديگرى پيش آمده، ولى اين شنيدن با آن وقتى كه در شهر و كشور خودمان زلزله رُخ مىدهد و صحنههاى عجيبى از ويرانى و مصائب و مشكلات را به وجود مىآورد و از نزديك آن را مىبينيم، تفاوت دارد و تأثير آن يكسان نيست.
[١] روم/ ٤٢. [٢] نحل/ ٣٦.