پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠ - آيين زنده دلى
معطوف مىدارد، احساس مىكند حالتى در نهاد او ظهور مىيابد كه باعث مىشود دل و باطن در جهت خاصّى فعّال گردد؛ مثلا قبلا تنبل بود و تمايل نداشت نافله بخواند، امّا بعد از خواندن يا شنيدن اين مواعظ، احساس مىكند كه به خواندن نافله تمايل پيدا كرده است. و يا تاكنون روحيه او به گونهاى بود كه اگر جلوى تلويزيون مىنشست و فيلمهاى مبتذل تماشا مىكرد، بيشتر خوشش مىآمد تا اينكه قرآن و حديث بخواند و يا به قرآن گوش دهد؛ ولى حال بعد از موعظه، ديگر چنين نيست بلكه تمايلات و گرايشهاى او بر عكس شده است. تا قبل از موعظه به امورى كه انسان را به طرف آخرت مىكشاند، تمايلى نداشت امّا وقتى پاى مجلس موعظهاى نشست به محض اينكه از آنجا بيرون آمد، احساس مىكند تمايل دارد كه اين قبيل مطالب را بخواند و بشنود. پس حركتى و حياتى در قلب او پيدا شده است؛ چون قبلا قلب او مرده بود و اين تمايلات در او خفته و خاموش بود و اين خفتن و اين بىحركتى، نشانه مرگ دل است، امّا الآن زنده شده و حركت كرده است.
پس موعظه مىتواند دل را زنده كند؛ يعنى دل را به آن طرفى كه بايسته است، مايل سازد و گرايشهايى را در دل انسان ايجاد و فعّال نمايد و شوقهايى را برانگيزد كه مطلوب است. از همين روست كه موعظه مىتواند دل را زنده سازد.
از طرف ديگر، گاهى عواملى مانند اسباب طبيعى، مقتضاى سن، عوامل فيزيولوژيك و ژنتيك و ترشح هورمونهاى خاص و...، حالتى را در انسان پديد مىآورند كه تمايلات شهوانى و حيوانى در او قوت مىيابد و انسان از درس خواندن و مطالعهكردن و عبادتنمودن و ... باز مىماند و جهت حركت او به سوى ديگرى معطوف مىگردد. وجود چنين عواملى در انسان باعث مىشود كه او به سمت تمايلات ديگرى كشانده شود. همينطور گاهى اوقات عوامل بيرونى نيز به اين امر كمك مىكنند. مثلا ديدن بعضى از مناظر و شنيدن بعضى از مطالب و مانند اينها كمك مىكند كه اين نوع گرايشها شديدتر بشوند. مىدانيم كه از اين نوع گرايشهاى نامطلوب در وجود آدمى بسيار بروز مىنمايند و جوانان بيشتر از ديگران در معرض تهديد شديد اين نوع گرايشهاى نامطلوب هستند. در اين حالت نيز به يك معنى دل زنده است، امّا زندگى و حركتش به طرف شيطان است. اين زندگى را بايد كُشت. اين تمايلات را بايد فرو نشاند. اين آتش را بايد خاموش كرد. ولى چگونه؟ در اين مقام، حضرت(عليه السلام) راه آن را بيان