پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨ - احيا و اماته قلب
فعّالتر و مفيدتر باشند، مطلوبتر است. ولى در برابر، دل انسان يك سلسله ميلهايى هم به طرف حيوانيّت و پستى و به سمت پايين دارد كه اين هم خود يك نوع ميل و گرايش است. شهوات و ساير تمايلات شيطانى و حيوانى و تمام تمايلات و گرايشهاى نفس امّاره كه در انسان هست و به دل نسبت داده مىشود، از جمله اوصاف دل و گرايشهاى آن است كه چون نامطلوب هستند، بايد كشته شوند. نبايد اجازه داد اين ميلها در انسان قوّت يابند و نفس امّاره بر انسان تسلّط پيدا كند؛ بايد اين ميلها را كُشت، والاّ نمىگذارند انسان ترقّى كند. البته كشتن اين اميال به اين معنا نيست كه به هيچ صورتى و در هيچ جا نبايد اِعمال و به كار گرفته شوند. بلكه مقصود اين است كه بهكارگيرى آنها بايد در جهت تكامل باشد و به عنوان وسيلهاى براى كمال و تعالى و اطاعت خدا اعمال شوند، كه اين خود جنبه ديگرى از تعالى و حالات مطلوب دل مىباشد. اگر انسان به امورى همانند شهوت خوردن و آشاميدن و شهوات حيوانى و زياده خواهىها و فزون طلبىهاى دنيوى حرص و طمع و آز و مانند اينها تمايل پيدا كند، گروهى ديگر از ميلهاى نامطلوب بروز مىكنند كه وقتى شعله بكشند، حيات انسان را مىسوزانند و آخرت انسان را نابود مىكنند از اينرو بايد اين ميلها را خاموش كرد و كُشت. پس اگر حضرت(عليه السلام) در اين وصيّت مىفرمايند: «دل را بميران»، مقصودشان آن دلى نيست كه حياتش مطلوب است، بلكه اين موت، موت شهوت و موت حيوانيّت انسان است. حيات و زندهبودن دو معنا دارد: از يك جنبه، حيات دل، مطلوب و از جنبه ديگر نامطلوب است. مفهومى كه ما از حيات در ذهن خود داريم، همان چيزى مىباشد كه منشأ حركت و فعاليّت است. لذا وقتى مىگوييم اين حيوان حيات دارد و زنده است، منظور اين است كه نَفَس مىكشد و جنب و جوش دارد. و وقتى كه از حركت بيفتد و نفس نكشد، مىگوييم مرده است. پس مقصود ما از حيات همان فعّالبودن است. ولى در اينجا دلى را «زنده» مىگوييم كه در جهت خاصّى فعّال باشد. هر فعاليتى نشانه زنده بودن نيست، بلكه فعاليتى كه در جهتى خاص باشد، علامت زنده بودن است. از همين رو بايد ديد در كدام جهت فعّال است؟ آيا در آن جهتى كه مىبايست فعّال باشد، فعال است يا نه؟ رو به كمال دارد و توجهش به خداست و در آن جهت فعّاليّت مىكند يا خير؟ دلى كه در راه خير، فعّال است بايد زنده نمود و همواره زنده نگهداشت و اين فعاليّت را بايد تعالى بخشيد و عاملش را بايد تقويت نمود. امّا جهت يك نوع از فعاليّتها، شيطان و