پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - غفلت، زمينه ساز انحراف
لفظ «عروة» به معناى دستگيره است و در مصداق، آن جايى را گويند كه آدم دستش را محكم به آن مىگيرد تا نيفتد و سقوط نكند. اگر به دستگيرههاى ظروف و كوزهها و مانند اينها «عروة» مىگويند، از همين روست كه ما آنها را در دست مىگيريم. ولى آدمى چيزى را براى امنيّت و سقوط نكردن در دست مىگيرد كه «وثقى» باشد؛ يعنى مورد اعتماد بوده و استحكام آن از هر چيز ديگرى بيشتر باشد. واضح است كه وقتى فردى در حال سقوط است به طناب و يا دستگيره و يا هر وسيله ديگرى كه محكم مورد اطمينان است چنگ مىزند؛ به چيزى كه وى را از سقوط حتمى، نجات قطعى مىبخشد. اين نياز، يك نياز فطرى است. اگر آدمى توجه كند، اين نياز را احساس كرده و در پى وسيلهاى كه آن نياز را تأمين و ارضا كند، به تكاپو مىافتد. خداى متعال هم انسان را متوجه ساخته و به او مىگويد: براى برطرف ساختن اين خطر بايد به ريسمان محكمى دستآويزى كه مايه نجات تو باشد و اين، همان ريسمان الهى است كه تو را نجات مىدهد. ريسمانهايى كه مثل تار عنكبوتند، قابل اعتماد نيستند. اگر مىخواهى به سعادت برسى، با تار عنكبوت نمىتوان رسيد. اگر مىترسى سقوط كنى، با چسبيدن به تار عنكبوت نجات پيدا نمىكنى؛ چرا كه وَ اِنَّ اَوْهَنَ الْبيُوتِ لَبَيْتُ العَنْكبوُت[١]. تأثير دنيا و اسباب موجود در آن، در نجات آدمى، شبيه تأثير تار عنكبوت است. فقط يك سبب و وسيله نجات وجود دارد كه مؤثر و شكستناپذير است و اين سبب، همان ريسمان الهى است كه هرگز پاره و گسسته نمىشود و كسى نمىتواند آن را قطع كند. در واقع، اين ريسمان محكم و قابل اعتماد همان رابطهاى است كه انسان با خدا دارد. اگر اين رابطه را بشناسد و تقويت كند، به ريسمانى چنگ زده كه گسستنى نيست. قرآن مىفرمايد: لاَ انْفِصامَ لَها[٢]؛ اين ريسمان، گسسته و قطع نمىشود. اما اگر به ريسمان ديگرى چنگ بزند، دير يا زود گسسته مىشود. البته ريسمانهاى غير الهى هميشه زود و سريع قطع مىشود، ولى ما بعضى امور زودگذر را طويل المدت مىپنداريم، در حالى كه در مقياس الهى همه چيز زود است؛ اِنَّهم يَرَوْنَهُ بَعيِداً وَ نَرَيهُ قَرِيبا[٣]. به هرحال براى رسيدن به خواستهها، اسباب دنيوى فراوانى وجود
[١] عنكبوت/ ٤١. [٢] بقره/ ٢٥٦. [٣] معارج/ ٦.