پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - مخاطب وصيّت نامه
وصيّت راه كسانى را مىپيمايد كه آنها از دنيا رفتهاند و هلاك شدهاند. البته اين هلاكت، هيچ معناى ارزشى ندارد، بلكه هلاكت در اينجا به معناى مُردن است كلمه «غَرَض» نيز به معناى «هدف و نشانه تير واقع شدن» مىباشد. طبيعى است كه هر جوانى مشكلات، مرضها و مصيبتهايى پيش رو خواهد داشت كه از هم اكنون چون تيرهايى او را نشانه گرفتهاند. به ديگر سخن، او هدف اسقام و امراض واقع شده و گروگان ايّام است؛ روزگار، او را به عنوان گروگان در اختيار خود گرفته است و مصيبتها مثل تيرهايى او را نشانه گرفتهاند.
در اينجا حضرت، دو تعبير ديگر جهت معرفى وصيّتشونده بيان مىفرمايند كه موجب شده عدهاى توهّم كنند، مخاطب اين وصيّتنامه محمّد بن حنفيّه است و امام مجتبى(عليه السلام) كه شخصى معصوم هستند، مورد خطاب اين وصيّت نمىباشند. آن دو عبارت، در اين كلام حضرت است كه مخاطب خود را عَبْدُالدُّنْيَا وَ تاجِرُ الغُروُرِ معرفى مىكند. اين تعبير بسيار نامأنوس است. و در نظر ما معنا و مفهوم ارزشى بسيار منفى دارد، در حالىكه منظور بيان، يك معنا و مفهوم تكوينى است. موجودى كه در اين عالم است، محكوم عوامل طبيعى اين عالم مىباشد و اين عوامل، مالك او هستند و او عبد آنها و تسليم قوانين حاكم بر اين جهان طبيعت است. صرف نظر از آن تأييدات الهى و تعليمات سبحانى، انسان به طور طبيعى به عنوان اينكه انسان است ـ اعم از انبيا و اوليا و ساير مؤمنان ـ تسليم قوانين طبيعى مىباشد. چنين موجودى تجارتش، تجارت غرور است. چون اگر توجه كنيم كه دنبال چه مىگردد و چه را با چه معامله مىكند و انتظار چه امرى را دارد، در خواهيم يافت كه حقيقت زندگى دنيا به جز غرور و فريب، هيچ نيست. حقيقت زندگى دنيا جز كالاى فريب نيست؛ وَ مَا الحَيَوةُ الدُّنْيَا اِلاَّمَتاعُ الغُروُرِ.[١] وقتى وضعيّت كلى چنين است، هركسى كه با متاع دنيا سروكار دارد، به حكم تكوين تاجر الغرور است. بنابراين سخنان حضرت(عليه السلام) در مقام مذمت مخاطب بيان نشده است كه چون به تجارت غرور مشغول هستيد، پس كار بسيار بدى انجام مىدهيد، بلكه مقصود اين است كه طبع زندگى دنيا اين چنين است. و اين سخن، بيان واقعيّت تكوينى دنياست.
[١] آل عمران/ ١٨٥.