پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٠ - نعمت ارتباط با خدا
زيبايى اين معنا و ارزش اين نعمت را درك كند كه براى ملاقات مدتها پشت در صبر نموده و منتظر مانده باشد و به ملاقات محبوب خود نايل نشده باشد. به يقين چنين كسى مىفهمد كه امكان ملاقات سالم و راحت چه قدر ارزش دارد. اگر تمام نعمتهاى خدا نبود جز همين يك نعمت، در تنبّه كافى بود. ولى افسوس كه ما سرتاپا غرق نعمت هستيم ـ و در حالى كه ارزش هر كدام فراتر از عقل و بيشتر از درك ما است ـ پى به ارزش آنها نمىبريم و كفران نعمت مىكنيم.
نكته ديگرى در اين جا در خور عنايت است اين است كه حضرت حق، هيچ ملاقات كنندهاى را بىجواب نمىگذارد و دست رد به سينه او نمىزند، در حالى كه ملاقات با ديگران اين گونه نيست، كه بر هر ملاقات و ارتباطى مقصود نيز حاصل شودو به فرض اجازه ملاقات يافتن، هر حاجتى تأمين گردد. مگر كسى هست كه قدرت او وسعت و گسترش بىپايان داشته باشد تا همه خواستههاى ديگران را اجابت كند؟! بديهى است كه هر كسى قدرت محدودى دارد و اگر تمام خزاين روى زمين در اختيار او باشد، روزى تمام مىشود. اما خداست كه خزاين تمام نشدنى دارد. طبق اين سخن مولا امير مؤمنان على(عليه السلام) اگر به هر كسى آن قدر ببخشد كه همه انسانها آن مقدار تمنا دارند، باز هم رحمت او به پايان نمىرسد. يك انسان چه قدر مىتواند تمنا داشته باشد؟ شش ميليارد انسان كه روى زمين زندگى مىكنند چه قدر مىتوانند تمنا داشته باشند؟ اگر انسانهاى گذشته و آينده همه را حساب كنيم و ميليارد به توان ميليارد خواسته داشته باشند و خداوند منان به هر نفرى مجموع اين خواستهها را بدهد، باز يك سر سوزن از خزانه نعمت او كم نمىشود. كجا چنين عظمت و رحمت و كرم بى منتها و اين گونه كيفيت سهل و راحت ارتباط را سراغ داريد؟!! به تعبير ديگر، در رحمت او هميشه باز و گوش او هميشه آماده شنيدن حاجات ماست و نه تنها آماده، بلكه با اصرار ما را به خانه خود دعوت مىكند كه چرا نمىآييد؟! و ليك افسوس كه ما بىمعرفت و ناسپاس هستيم و با سوء پيشينه و زشترويى ناز هم مىكنيم. اگر كسى حسنى داشته باشد و ناز كند تناسب دارد، ولى كسى چون ما كه هيچ ندارد، به چه مىنازد؟! در حالى كه هيچ كمالى از خود نداريم و حتى فاقد اندك كمال هستيم. چنين مقام عظيم، اين گونه ما را دعوت مىكند و ما ناز مىكنيم. اين واقعيت زشتى است كه به آن مبتلا هستيم. عظمتى بى منتها و قدرتى زوالناپذير كه با وفور و بخشش، هيچ كاستى نمىپذيرد، ما را مىخواند اما ما نفهميده، وقيحانه آن را رد مىكنيم. كسى كه قدرت نامحدود و نامتناهى دارد ـ و نمىتوانيم حتى فكر خود را به گوشهاى از قدرت او برسانيم ـ به