پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٣ - خودپسندى، آفت معاشرت اجتماعى سالم
يُقالَ لَكَ. بايد بررسى كنيد كه آيا گفتن آن سخن به نفع و صلاح است يا نه؟ اگر گفتن آن موجب فساد مىشود و روابط اجتماعى را تهديد مىكند و به مخاطره مىاندازد، هرگز نبايد بگوييد. فرض كنيد كه شما يكى از دو دوست را مشاهده مىكنيد كه در حق دوست ديگر اشتباهى مرتكب مىشود و زبان به بدگويى گشايد، حال اگر شما به آن دوست ديگر بگويى كه فلانى در حق تو اينگونه رفتار كرده است ـ حتى اگر به حق و عمد هم باشد ـ به صلاح آنها نيست و دوستى آنها متزلزل مىشود؛ از اينرو لازم نيست هر چه مىدانيد بگوييد. بنابراين اولاً چيزى را كه نمىدانى مطلقاً مگو و ثانياً هر چيزى را هم كه مىدانى نيز نگو. بلكه بنگر، آيا گفتن آن مصلحت دارد يا نه؟ اگر در جواز گفتن آن شك دارى كه خودت را جاى شنونده و طرف مقابل بگذار، و بر اين اساس عملكرد خود را تصحيح نما.
خودپسندى، آفت معاشرت اجتماعى سالم
با وجود اتقان معيار آداب و معاشرت، افراد زيادى اين قاعده را رعايت نمىكنند. افراد زيادى وجود دارند كه حاضر نيستند، آنگونه كه خود از ديگران توقع دارند، عمل نمايند و توقع ديگران را برآورده كنند. هرگز خود را جاى ديگران در نظر نمىگيرند، بلكه خود را تافتهاى جدا بافته مىشمارند. امّآ آنچه اهميّت دارد اين است كه چرا اينگونه عمل مىكنند؟ ريشه اين مرض چيست؟ و اين بيمارى از كجا ناشى شده و آب مىخورد؟ و علت اين انحراف چه چيزى است؟ حضرت در پايان اين فصل مىفرمايند:
وَاعْلَمْ اَنَّ الاِْعْجابَ ضِدَّ الصَّوَابِ؛ توجه داشته باش كه ريشه مشكل در اينجا خودپسندى است؛ يعنى از آن جاكه خود را متفاوت با ديگران مىداند و تافتهاى جدابافته مىبيند؛ حاضر نيست رفتارى متساوى و يكسان با ديگران داشته باشد و مطابق توقع ديگران عمل نمايد. بلكه مىگويد من بايد اين توقع را داشته باشم ولى ديگران هزگز نبايد چنين توقعى داشته باشند. البته عوامل ريشهاى كه چنين بهانهاى را به دست آدمى مىدهند، مختلفند. يكى از آن اسباب ريشهاى اين است كه خود را برتر از ديگران مىشمارد و تكبر مىورزد؛ مثلا خود را عالم مىپندارد و ديگران را جاهل و مىگويد: «چون من عالم هستم، ديگران بايد به من احترام