پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢ - دنيا در انديشه مردم
دانستههاى خود را زياد مىپندارد، در واقع شخصى جاهل است كه انديشههاى كاملا مغاير دارد. حضرت(عليه السلام) انسانهايى را كه به علم خود مغرور هستند جاهل شمرده و در توصيف آنها مىفرمايند: اِنَّ الْجاهِلَ مَنْ عَدَّ نَفْسَهُ بِما جَهِلَ مِنْ مَعْرِفَةِ الْعِلْمِ عالِماً؛ چنين افرادى در واقع جاهل هستند، چون با وجود اينكه مىدانند دانش اندكى دارند خود را عالم دانسته و در زمره علما و دانشمندان مىبينند و وقتى به عقيدهاى دست مىيابند به همان اكتفا كرده و هرگز خود را نيازمند تحصيل، بحث، تحقيق و... نمىبيند، بلكه مىگويند مطلب همين است كه ما فهميديم و مىگوييم كسى كه خود را عالم مىبيند ديگر احساس نياز نمىكند تا از دانشمندان و علماى ديگر سؤال كند بلكه از علما و دانشمندان دورى مىگزيند و به بهانه اندك اشتباهى به آنها خرده مىگيرد كه چرا آنها اشتباه كردند: وَلِمَنْ خالَفَهُ مُخَطِّئا. از جانب ديگر چون خود نسبت به مطالب فراوانى كه در آن علم و معرفت ندارد، آگاه مىپندارد، خود وسيله گمراهى خويش را فراهم مىسازد و مطالبى را كه نمىداند، دروغ مىانگارد و از روى جهالت و با زبان طعن مىگويد: «اينها ديگر چيست؟ من با اين همه تحقيق اينها را نديدهام و نمىدانم و فكر نمىكنم اينگونه باشد!» در واقع چون حرف حسابى ندارد اينگونه جوابهاى بيجا را ارائه مىكند. حتى قدم بالاتر گذارده و مىگويد: «اگر مطلب درست و صحيحى بود، من مىدانستم. چون نمىدانم، معلوم مىشود كه درست نيست». اينگونه حرفزدن نشانه اين است كه حتى به جهل خود آگاهى ندارد. از اينرو در رأى خود گستاخ است و نسبت به ديگران بىاحترامى مىكند و در پى افزايش علم خود نيست و وقتى مطلب حق به او عرضه مىشود، چون علم ندارد آنرا انكار مىكند.