پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - دنيا در انديشه مردم
كسب علم و معرفت آنگاه كه به مطلبى دست مىيابد هرگز نمىگويد: حق همين است كه من مىگويم بلكه معتقد است شايد نظر من درست نباشد.
نمونه برجسته چنين افرادى مرحوم علامه طباطبائى(رحمه الله) است كه مكرراً در جواب سؤالاتى كه مطرح مىشد، مىفرمودند: «نمىدانم». با وجود اينكه استاد آن علم بودند و پنجاه سال در آن علم زحمت كشيده و صاحب نظر بودند ولى در وهله اول بدون هيچ دغدغه و تشويشى مىگفتند: «نمىدانم». آنگاه تأمل كرده و بعد از لحظهاى مىفرمودند: «مىشود اينگونه گفت» و يا «فكر كنيد كه مىشود اينگونه جواب داد». روحيه و دل خاشع حضرت علامه(رحمه الله) را با كسى كه هرگز بر زبانش «نمىدانم» جارى نمىشود و يا كسى كه هيچ علم ندارد ولى خيلى قاطعانه اظهار نظر مىكند، مقايسه كنيد تا به ارزش چنين خُلق حميدهاى پى ببريد.
دانشمند و عالم حقيقى و واقعى توجه دارد كه بيشتر مسايل علمى او از ظنيات مىباشد و ممكن است رأى و نظر به دست آمده، اشتباه باشد. پس خود را در معرض اتهام قرار مىدهد. يك رفتار پسنديده و منش زيباى اينگونه افراد اين است كه بيشتر، سكوت مىكنند يعنى نه تنها نظر قطعى نمىدهند بلكه سعى دارند كمتر اظهارنظر كنند و بيشتر تلاش آنها اين است كه به خطاى خود پى ببرند: وَلِلصُّمْتِ لازِماً، وَلِلْخَطَأِ جاحِداً، وِمِنْهُ مُسْتَحْيِياً. اينان حتى وقتى كه اشتباه مىكنند خجالتزده مىشوند و آن را عيب خود مىشمارند، ولى اشخاصى كه تازه بويى از معرفت به مشام آنها رسيده است، خيلى پرمدعا و پرحرف هستند. در هرجايى اظهارنظر مىكنند و در هر مسألهاى نظرقطعى مىدهند. و اگر مطلبى را اظهار مىدارند كه بعد معلوم مىشود اشتباه كردهاند مىگويند: ديروز رأى ما اين بوده و امروز اين است، و هرگز شرمنده نيستند. ولى انسان اگر از روى حساب حرفى بزند آنگاه كه اشتباه مىكند خيلى شرمنده مىشود. و اگر مطلب تازهاى براى او بيان شود انكار نمىكند و يا اگر سؤال و پرسشى ارائه شد كه جواب آن را نمىداند، سريع نمىگويد: «اينگونه نيست و اين حرف غلط است»، بلكه صريح مىگويد: «نمىدانم». عالم و دانشمند واقعى چون بيشتر به جهل خود توجه دارد و خود را جاهل مىداند از همين رو ديگر متاعى براى عرضه در نزد خود نمىبيند تا بخواهد ارائه كند و خودپسندى و بزرگنمايى نمايد و يا زود، مطلبى را انكار كند ولى در مقابل، انسانى كه