پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - ب) گذر از دنيا به دارالقرار
و حريصانه از آن استفاده نمود و هر چه زودتر و بيشتر و بهتر بهره خود را برگرفت، و گرنه تمام شده و ديگر پيدا نخواهد شد. بىترديد سرانجام اينگونه افكار و اعمال از ابتدا مشخص است كه جز بطلان و نابودى نخواهد بود؛ چرا كه همه چيز را محدود و نقطه پايان دنيا را نابودى و نيستى مىبيند. گويا هر چه هست همين چند روزه دنياست، از اينرو دم را غنيمت شمرده و فقط به فكر خوشى خود هستند. چون پايانى جز نابودى براى اين دنيا تصور نمىكنند كه دير يا زود به اين نقطه خواهد رسيد.
ب) گذر از دنيا به دارالقرار
در برابر همسفران قبلى، عدهاى ديگر قرار مىگيرند كه پايان اين دنياى گذرا را نابودى و پوچى نمىدانند، بلكه براى آن هدف و مقصدى در نظر مىگيرند و در اين مدت زندگى دنيا، خود را براى رسيدن به آن هدف و مقصد آماده مىسازند و تمام اعمال خود را در راستاى رسيدن به آن هدف انجام مىدهند و با تدبير و متانت و صبورى و برنامهاى حساب شده كارهاى خود را انجام مىدهند و خيلى به خوردن و آشاميدن و... توجه ندارند. با درايتى درخور و لازم درصدد انتخاب راه زندگى خود هستند. از روى تدبير و انديشه راهى را كه بايد بروند، انتخاب مىكنند تا به هدف برسند و هرگز همانند گروه قبل حريصانه به متاع دنيا و محتواى اين هواپيما نگاه نمىكنند كه هر چه به دستشان آمد، بخورند و بياشامند و بهره ببرند، بلكه با تفكر و تدبير و متانت و اطمينان خاطر و آرامش در پى انجام وظيفه خود هستند و با برنامهاى حسابشده و سبك و سنگيننمودن جوانب كار، به بررسى امور پرداخته و هميشه به انجام وظيفه خود مىانديشند و حتى گاهى اوقات عملكرد گروه اوّل را تخطئه مىكنند كه چرا اينچنين عمل مىكنند؟ البته پاسخ آنها روشن است كه خواهند گفت: چون بناست چند صباح ديگر نابود شويم، لذا فرصت را غنيمت شمرده، تا توان داريم از متاع دنيا استفاده مىكنيم و لذت مىبريم؛ يعنى حال كه بناست روزى نابود شويم، پس حداقل اين چند لحظه را مغتنم شمرده، خوش مىگذرانيم. ولى گروه دوم خود را اينگونه معرفى مىكنند كه ما در اين دنيا مقصدى داريم و مىخواهيم هر چه زودتر به آنجا برسيم، از اينرو خودمان را براى رسيدن به آن مقصد آماده مىكنيم و از هماكنون لحظهشمارى مىكنيم و منتظريم هرچه زودتر به مقصد