پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - راه هاى تحصيل معارف دين
سنت و دليل عقلى اثبات نمايد. به بيان روشن مقصود اين فراز از وصيّتنامه شايد اين است كه ما بايد اهتمام نماييم تا پايه احكام اعتقادى و عملى را را محكم كنيم و عقايد اصلى و اعمال ضرورى را اثبات نماييم و در آنها هرگز شك نداشته باشيم و ضروريات دين را استدلالى ياد بگيريم؛ كه چه هست و چه نيست، ولى در امور فرعى و اعتقادات جزئى، به يك بيان اجمالى اكتفا كنيم و بگوييم هر چه خداوند سبحان و پيغمبر(صلى الله عليه وآله) گفتند، همان درست است و در مقام عمل به احكام جزئى و كوچك نيز از متخصّصان و مراجع، تقليد كنيم. به عنوان نمونه اگر سؤال كنند اعتقاد شما در مورد چگونگى سؤال شب اول قبر چيست؟ مىگوييم هر چه خداوند متعال و پيغمبر(صلى الله عليه وآله) گفتند، همان درست است. در احكام عملى نيز به همين ترتيب عمل مىكنيم. يعنى ضروريات دين را با برهان دقيق و محكم اثبات مىكنيم وليكن در اعمال جزئى و فروعات به گفته متخصّصان مربوط و فقها عمل مىكنيم و مسؤوليّتى فراتر از اين را برعهده نمىگيريم. واضح است كه اين راه تحصيل و معرفت، روشى احتياطآميز، و در مقايسه به روش تفصيلى، بسيار كم خطر است.
روش دوم اين است كه در تمام امور اعتقادى و احكام عملى به دنبال يافتن دليل و برهان باشيم. علاوه بر اعتقادات اساسى و احكام ضرورى، عقايد تفصيلى و فروعات آن و احكام تفصيلى و مسايل جزئى را نيز از راه برهان به اثبات برسانيم و هميشه و در همه حالات دنبالهرو دليل باشيم و هرگز از مفاد ادّله و نتيجه براهين تخطّى نكنيم؛ چشم خود را از گفته ديگر متخصصّان فرو بنديم و تنها مقلّد دليل باشيم، نه مقلّد صاحب دليل.
اين نكته درخور عنايت است كه اين روش، يقيناً پيروانى اندك داشته و كمتر محقّق مىگردد؛ چون اگر بخواهيم تمام مسايل اساسى را خود، درك و اثبات كنيم و عقايد تفصيلى را نيز يكى بعد از ديگرى اثبات و ايرادهاى آن را بررسى كرده و جواب دهيم و صحيح و ناصحيح آن را مشخص سازيم، عملى بس دشوار است و براى همگان ممكن نيست. البته روشى ايدهآل و خوب است اما براى هر كسى ممكن نيست و هر كسى توان آن را ندارد. تنها براى كسانى كه استعداد و وقت لازم را دارند و افزون بر استعداد، با دقّت كافى و لازم، همراه با انگيزه پاك و الهى و قوى به دنبال اين امور هستند و به صورت پىگير آنها را دنبال مىكنند