پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٨ - ابعاد تربيتى قلب
با كمترين زحمت و در كوتاهترين زمان ممكن به شكلى مطلوب رشد مىكند. اما وقتى انسان پا به سن گذاشت، چون حالات نفسانى در او ملكه شده و ثبات پيدا نموده و در جان و نفس او راسخ شده است، ايجاد تغيير در آن خيلى مشكل مىشود. مثل زمينى كه علفهاى هرزه در آن روييده و بذرهاى مختلفى در آن كاشتهاند، و از انواع علفهاى هرزه و نباتات و گياهان پر شده است. وقتى در آن زمين بذر گل بكارند، زود رشد نمىكند و چه بسا بقاياى علفها و نباتات قبلى مانع رشد مطلوب آن مىشوند. از همينرو حضرت مىفرمايند: چون دل جوان از هر آلودگى پاك و خالى است و به زمين آمادهاى مىماند كه هنوز چيزى در آن كاشته نشده است و هر بذرى كه در آن بپاشند، مىپذيرد و هر نهالى كه در آن غرس كند چند روزه مىبالد و رشد مىكند، پس فَبادِرْ بِالاَْدَبِ قَبْلَ اَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَيَشْتَغِلَ لُبُّكَ؛ قبل از آنكه قلب تو سخت و عقلت به امور ديگر مشغول گردد، به تربيت خود اقدام كن! گويا تعبير «قَبْلَ اَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ» به جنبه عملى قلب نظر دارد و عبارت «يَشْتَغِلَ لُبُّك» به جنبه علمى آن اشاره دارد. لذا مىتوان گفت دل جوان از دو جهت آماده تعليم و تربيت مىباشد.
وقتى دل انسان به افكار پراكنده و مختلف و مطالب متناقض و گاه آلوده و باطل مشغول شد، در واقع از جنبه نظرى دچار انحراف شده است و اندك اندك استقامت خود را از دست مىدهد، به گونهاى كه حتى در مطالب بسيار روشن و واضح نيز ترديد روا مىدارد. واضح است كه اگر قلب انسان از نظر علمى دچار اعوجاج شود، به هر چيزى با شك و ترديد نگاه مىكند. به علاوه وقتى مفاهيم مختلف و مطالب پراكنده ذهن او را پر كرد، ديگر مفهوم جديد و حق را به آسانى نمىپذيرد و گاه امتناع مىورزد. در مقابل، وقتى ظرف ذهن خالى باشد هرچه در آن بريزند جاى مىدهد و مىپذيرد. مشكل اساسى اينجاست كه وقتى سنّ آدمى بالا رفت، ذهنش از مفاهيم و افكار مختلف و احياناً متناقض پر مىشود و ديگر آمادگى پذيرش مطلب حق و جديد را ندارد.
توصيف جنبه عملى دل نيز به همين ترتيب است كه وقتى دل به اخلاق ناپسند و زشت آلوده شد، قساوت پيدا مىكند و ديگر موعظه در آن اثر نمىكند و تربيت نمودن آن مشكل مىشود. در پرتو تشبيه معقول به محسوس مىتوان مطلب را اينگونه تبين نمود: ليوانى را در