پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٢ - تربيت
پيشينيان رنج تحصيل و تعب آزمودنش را به دوش كشيدهاند، استقبال كنى. پس با اين حال تو از زحمت تحصيل آن آسوده و از رنج آزمودن آنها معاف شدهاى. بنابراين آنچه ما به دنبالش مىگشتيم، اينك خودش به سراغ تو آمده و چه بسا آنچه براى ما مبهم بود، اينك براى تو واضح و روشن گشته است.
بخش اوّل وصيّتنامه، مواعظ اساسى و كلى حضرت(عليه السلام) بود كه آن را به طور اجمال و فشرده بيان نمودند و گويا اينك از اين فراز، بخش تفصيلى اين وصيّت را شروع مىفرمايند. همانطور كه در آغاز اين وصيّت گذشت، كيفيت بيان مطالب به گونهاى است كه پدرى در سنين سالخوردگىِ خود، براى فرزند دلبند جوانش وصايايى را بيان مىنمايد و تمام تجارب عمرش را يكجا به وى مىسپارد و تحويل مىدهد. لذا به معصوم بودن و مقام عصمت وصيّتكننده و وصيّتشونده عنايتى ندارد كه آيا احتياج به اين وصيّت و سفارشها دارد يا نه؟ چون مقصود اصلى، و مقصد اساسى اين است كه ديگران از اين وصيّت استفاده كنند. اگر در ظاهر و نگاه اوّل، وصيّتكننده امام معصوم و مخاطب آن نيز فرزند معصوم اوست، اما كيفيت سخن به گونهاى است كه هر پدر و فرزندى مىتواند از اين وصيّت استفاده كند. لذا ايراد تعابيرى كه چندان با مقام عصمت مناسبت ندارد، با صدور اين كلام از شخص معصوم و براى مخاطب معصوم منافات ندارد. در واقع وصيّتكننده نوعى براى وصيّتشونده نوعى وصيّت نموده است. در واقع حضرت در اينجا در نقش پدرى پير، براى فرزند جوان خود سفارشهايى را ايراد مىكند و مىفرمايد: يَا بُنَىَّ اِنِّى لَمَّا رَأَيْتُكَ قَدْ بَلَغْتَ سِنّاً ...؛ اگر من اقدام به موعظه مىنمايم، از اين روست كه از يك طرف مشاهده مىكنم تو به سنّى رسيدهاى كه به اين مواعظ احتياج دارى و موقع آن فرارسيده است كه اين مطالب را براى تو بيان كنم و از جانب ديگر خودم نيز به خط پايان عمر نزديك شده و به سنّى رسيدهام كه به قول معروف آفتاب لب بام هستم. لذا فرصت را غنيمت شمرده و اين وصايا را براى تو بيان مىكنم.
پندهاى نانوشته
قبل از شرح و تفسير مفاد اين فراز از پندنامه آسمانى لازم است به توضيح و تبيين چند نكته