پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - تأثير ايمان در رفع خطر
خود را از آن خطر مصون سازند. از همين روست كه بعضى از انسانها وقتى احساس خطر مىكنند، قبل از هر چيز متوجه خدا مىشوند؛ چرا كه قدرت او را فوق همه قدرتها مىدانند و بر اين باورند كه هر موجودى هر قدر هم قدرت داشته باشد، قدرت خود را از خدا كسب كرده است و معتقدند كه اگر انسان به غارى پناه مىبرد، آن غار را نيز خداوند سبحان ساخته و پناهگاه حيوانات و يا انسانها قرار داده است. و يا اگر براى جلوگيرى از مرض و بيمارى به واكسيناسيون و يا ساير وسايل پيشگيرى پناه مىبرند از اين جهت است كه آن نيز وسيلهاى است كه خداند منّان قرار داده است. كسانى كه ايمان قوى دارند، وقتى با خطرى مواجه مىشوند، قبل از هر چيز به خدا توكل مىكنند و خودشان را در پناه خدا قرار مىدهند. همانگونه كه يك جوجه به زير بال مادرش پناه مىبرد و يا طفلى خودش را در آغوش مادر مىاندازد، آنها نيز خود را در پناه خداوند قرار مىدهند.
ولى كسانى كه ايمانشان ضعيف است، ابتدا به سراغ اسباب طبيعى مىروند؛ به عنوان مثال اگر مريض شوند، اول به سراغ پزشك و دارو مىروند و دست به دامن آنها مىشوند و يا اگر مشكل ديگرى پيش آيد در ابتدا به دنبال وسيله طبيعى متناسب با آن مىروند و در نهايت اگر عاجز و درمانده شدند و وسيله طبيعى نيافتند و از همه جا نااميد گرديدند آن وقت به نذر و نياز و توسّل به ائمّه معصومين(عليهم السلام)روى مىآورند تا مشكلشان حل شود. لذا در مرحله نهايى روبه خدا و اولياى خدا مىروند. روشن است كه اينگونه برخورد نمودن با مشكل و از اين زاويه به موضوع نگريستن نشانه ضعف ايمان است. مؤمن واقعى وقتى احساس خطر كرد، در وهله اوّل بايد به خدايى كه راه علاج آن مشكل را نيز آفريده است، روى آورد؛ چون مىداند قدرت اوست كه بر همه قدرتها برترى دارد و او پناهگاهى است كه مىتواند انسان را حفظ كند و نگهبانى است كه مىتواند هر دشمنى را از انسان دور سازد. همه اسباب و وسايل ديگر در مقابل نيروى قوىتر شكست مىخورند و در اين ميان تنها كسى كه شكست در كارش راه ندارد، خداند قادر و متعال است و بس.
البته به امر و فرمان خدا بايد به اسباب طبيعى نيز متوسل شد؛ يعنى اين چنين نيست كه وقتى انسان مريض شد به پزشك مراجعه نكند و دارو مصرف نكند و يا وقتى خطرى پيش