پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٧ - عمل زدگى
عملزدگى
شايد توصيه به انجام وظايف و مسؤوليتهاى خطير فردى و اجتماعى، برخى افراد را به افراط در فعاليت مبتلا نمايد، بهگونهاى كه قبل از انديشه، عمل نموده و حركات فيزيكى بر فعاليت فكرى و انديشيدن سبقت بگيرد. لذا مناسب است جهت تبيين اين مهمّ اشاره كنيم كه هميشه آماده به كار بودن و براى هر نوع فعاليتى بى جهت تلاش نمودن و بدون تأمل اقدام كردن و بىهدف ماجراجويى نمودن، شايسته هيچ فرد عاقل با ايمانى نيست، بلكه بايد قبل از هر اقدامى وظيفه خود را شناخت و راه تحقق آن را به دست آورد و آنگاه دست به كار شد. به بيان ديگر، هر چند كه روحيه راحتطلبى و تنآسايى مذموم و نامطلوب است و بايد اين روحيه را از خود دور نمود، ولى هميشه آماده فعاليت بودن نيز ناپسند است و نبايد بىهدف و بىجهت فعاليت نمود، بلكه بايد حق را در انديشه و عمل شناخت و آنگاه اقدام نمود. حضرت(عليه السلام) مىفرمايند: خُضِ الْغَمَراتِ اِلَى الْحَقِّ حَيْثُ كَانَ؛ يعنى براى شناخت حق بايد در اعماق دريا شدايد فرو رفت تا حق را در باب انديشه و اعتقاد و در ميدان عمل هر دو به دست آورد. و آنگاه دست به كار شد. نظير اين تعبير در جايى ديگر در مورد تحصيل علم وارد شده است كه حضرت صادق(عليه السلام) مىفرمايد: اُطْلُبِ الْعِلْمَ وَلَوْ بِخَوْضِ اللُّجَجِ وَشَقِّ الْمُهَج[١]؛ براى دست يافتن به علم بايد در دل درياهاى عميق فرو برويد و تا نقد جان خودتان را نيز آماده كنيد كه اگر خونتان هم در اين راه ريخته شود جا دارد و شايسته است.
پس انسان بايد هم براى شناختن حق در مقام معرفت و هم جهت رسيدن به حق در ميدان عمل، آماده تلاش باشد و تنبلى و راحتطلبى را در هر دو حوزه از خود دور كند كه اين روحيه هيچ وقت شايسته انسان نيست و وى را از رسيدن به اهدافش باز مىدارد. مبادا به اسم زهد و تقوا و ترك دنيا، تنبلى و راحتطلبى را پيشه خود سازيم. تنبلى و تنآسايى خود را زهد و تقوا و ترك دنيا ناميدن نه تنها آدمى را از تقوا و زهد باز مىدارد، بلكه به شكلى ديگر او را به انحراف مىكشاند. و شايسته نيست آدمى خود را با اين اعمال فريب دهد. به يقين خدا از دل افراد بهتر آگاه است كه آيا انگيزه آنان واقعاً زهد است يا راحتطلبى و تنآسايى.
[١] بحارالانوار: ج ٧٨، ص ٢٧٧، روايت ١١٣.