پند جاويد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٥ - ب) شرط عملى
كانَ؛ يعنى در مرتبه دوم، تأكيد بر اين است كه براى تحقق يافتن حق در خارج، بايد تلاش كرد و سختى ها را تحمّل نمود. اينگونه نيست كه وقتى شما به حق معرفت پيدا كرديد و دانستيد كه حق چيست، گمان كنيد كه ديگر راحت شده و به پايان خط رسيده و وظيفهاى نداريد جز اين كه در خانه بنشينيد و با خاطرى آرام و راحت بياساييد و فارغ از هر نوع تكليف و تعهدى آسوده خاطر بيارميد، بلكه وظيفه شما در مقام عمل هنوز بر زمين مانده و بايد دل به دريا زده خود را به آب و آتش بسپاريد. و در امواج بلايا و مشكلات وارد شويد و تا اعماق مصايب پيش رفته و حق را در خارج محقق سازيد. اينگونه نيست كه با يافتن حق براى هميشه راحت باشيد. شخص مؤمن اگر بخواهد به وظيفهاش عمل كند و آخرتش را آباد نمايد، بايد اين آمادگى را داشته باشد كه هرچه لازمه تحقق يافتن حق است به جان بخرد تا آن وظيفه را انجام دهد، هرچند مستلزم ورود در كارهاى بسيار مشكل و دشوار باشد. روشن است كه آدمى از كارهاى مشكل و دشوار سخت هراسان و گريزان است. و گويا تنبلى و تنآسايى براى او پديدهاى غريزى شده و طبع او با تلاش و كوشش و به استقبال شدايد و مصايب رفتن سازگار نيست و از سختكوشى و انجام مسؤوليتهاى دشوار، گريزان است. بسيارى از انسانها مىخواهند راحت در گوشهاى بنشينند و به زعم خود انجام وظيفه كنند! مثلا تسبيحى در دست گرفته و صلوات بفرستند و يا يك سوره قرآن بخوانند و يا اگر ميل داشتند، كتابى را گشوده و مطالعه كنند. درست است كه اين كارها، خوب است و ثواب دارد امّا به شرط اينكه وظيفه مهمترى در كار نباشد. مسلمان شيعه على(عليه السلام) بايد آماده فعاليت باشد. بايد جنب و جوش داشته و آماده فداكارى و جانبازى باشد. نبايد راحت در گوشهاى نشسته، تنبلى را پيشه خود سازد و اسم آن را ديندارى، تقدّس، زهد و مانند آنها بگذارد. اينها همگى خود فريب است، نه ديندارى و تقدّس. اگر شبزندهدارى و برخاستن در نيمه شب و نافله خواندن وظيفه آدمى شناخته شده و بايد انجام بگيرد، به هنگام صبح نيز بايد آماده فعاليت و انجام وظيفه باشد. نه اينكه موقع كار بگويد يك ساعت قرآن قرائت مىكنم و بعد هم چند ركعت نماز! برنامهريزى دقيق و نظم در كارها يكى از مهمترين عوامل و موفقيت محسوب مىشود. آدمى مىبايست قرائت قرآن و راز و نياز مناجات با خدا را در موقع مناسب و هنگام سحر انجام