فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
همدیگر ترکیب شد دیگر میشود " کاملتر " . نه ، ایندو با هم ترکیب بشوند معنایش " کاملتر " نیست . تا یک فکر و نهاد جدید پیدا نشود اینها کاملتر نمیشوند ، یعنی در مورد سنتز یک واقعیت کاملتری واقعا پیدا شده ، یعنی این صرفا حاصل جمع دوتای گذشته نیست ، از جمع این گذشتهها یک شی جدید پیدا میشود . - به نظر قدما این قوه سوم ، قوه جدید از کجا پدید میآید ، از یک مبدا [ مفارق ] ؟ بله ، میگویند طبیعت همیشه نیروهای جدید خودش را ، [ از یک مبدا مفارق میگیرد . البته ] هر چه میگیرد جدید است . همیشه از یک طرف آمادگی برای پذیرش است و از طرف دیگر افاضه برای دادن . تا وقتی که شی قابلیت داشته باشد یعنی قوه را داشته باشد میگیرد ، وقتی هم نداشته باشد آنچه که گرفته فانی میشود و از بین میرود و مثل این است که در واقع به اصل خودش برگردد . آن(حرف قدما)خیلی منطقیتر از این حرف است . این فقط ارزش ادبی دارد : هر فکر و هر نهاد تصدیق به موجودیت خود میکند . ضمن رشد بعد از اینکه خود را تحمیل میکند مخالفتی از درون خودش بر میانگیزد و ضد خود را ایجاد میکند و این ضد مانند نوجوانی که برای تایید شخصیت خودش مخالفت میکند ، مخالفت میکند ، بعد فکر نو ظهور میکند . اینها از کجا ؟ - میشود گفت تز و آنتیتز علل معده هستند . بله ، علل معدهاند ولی علل ایجادی نمیتوانند باشند . - " بدین ترتیب است که به قول مارکس و انگلس نظام جماعتهای بدوی (تز)طی قرنها جای به نظام مالکیت خصوصی میدهد که موجب برانگیختن مبارزات طبقاتی میشود ( آنتیتز ) و لیکن از نظام اخیر نظام اشتراکی ظهور خواهد کرد که ضمن حفظ پیشرفتهای انجام شده در نظام سرمایهداری بشریت را در یک جامعه