فلسفه تاریخ 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
معلول هم علیتی نسبت به علت قائل شدیم ، ممکن است کسی بگوید به همان اندازه که علت اصل است و معلول فرع ، باز معلول چون علت است اصل است و علت فرع . پس هیچکدام زیربنا و هیچکدام هم روبنا نیستند ، مگر اینکه بیاییم به شکل دیگری توجیه کنیم ، به این شکل که بگوییم در علت و معلولهای مادی علت زمانا تقدم دارد بر معلول . (رتبتا که حتما چنین است . حالا آنها چنین حرفهایی نمیزنند ، ما با اصول خودمان چنین حرفی میزنیم . )علت به هر حال مقامی دارد مقدم بر مقام معلول . اگر میگوییم تاثیر متقابل ، نه مقصود این است که در همان حدی که علت روی معلول اثر میگذارد معلول هم روی علت اثر میگذارد ، میخواهیم نفی مطلق بودن کرده باشیم ، یعنی شما یک علت را علت مطلق و یک معلول را هم معلول مطلق در نظر نگیرید . مثلا پدری را نسبت به فرزند در نظر بگیرید . پدر مسلم علت است برای فرزند نه فرزند علت برای پدر . ولی همین فرزند در همان حالی که پدیدهای است ناشی از وجود پدر و به این معنا که او ناشی از وجود پدر است پدر ناشی از وجود او نیست ، به وجود آمدنش روی پدر اثر میگذارد ، همین چیزی که ما میگوییم که انسان اگر پدر بشود تغییر کیفیت و تغییر ماهیت میدهد . یک آدم پخته و پیر به یک آدم جوان میگوید آقا ، پدر نشدهای تا ببینی وضع چیست و یک پختگی پیدا کنی ، یعنی داشتن فرزند هم به نوبه خود یک سلسله آثار روی پدر میگذارد . نه این است که وجود فرزند که معلول اوست هیچ اثری روی او نگذارد . پس این نفی مطلق بودن علت است نه اینکه تاثیری متساوی در اینجا قائل باشیم . خودشان به این شکل توجیه نکردهاند ، ما ناچاریم که حرف اینها را به این معنا توجیه کنیم . البته این بستگی دارد به اینکه ما آن اصلی را که به نام " اصل تاثیر متقابل " میگویند بررسی کنیم ببینیم آنها در اصل تاثیر متقابل آیا همین حرف را میزنند ، یعنی در اصل تاثیر متقابل میخواهند نفی مطلق بودن اصل علیت را کرده باشند یا بگویند نه ، اصلا علیت همیشه چنین است [ که علت و معلول به طور یکسان روی هم اثر میگذارند ؟ ] غرضم این است که یک مفری و یک توجیهی اجمالا دارد . پس تعدیلی که اینها کردند ما فعلا به همین توجیه صحیحش قبول میکنیم ، میگوییم این تعدیل همین است که اگرچه اقتصاد علت است و مناسبات حقوقی و اجتماعی همه اینها معلول هستند و یک نوع تقدمی برای این علت نسبت به معلول هست ، اما چون هر علتی علت مطلق نیست و به نوبه خود از معلول خودش تاثیرپذیر