علل گرایش به مادیگری - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤
اندیشمندان واقعی به دست نیاورد . افرادی بودهاند که مادی فکر میکردهاند
، ولی هیچ گاه شخصیت برجسته صاحبنظر علمی را نمی یابیم که واقعا پیرو
مکتب مادی باشد . آنچه احیانا به ابن مقفع و محمد بن زکریای رازی و یا
خیام نسبت داده میشود ، اساس درستی ندارد و غالبا دشمنان اینها روی
اغراض شخصی این نسبتها را دادهاند [١] .
با اینکه در همه دورهها زنادقه و دهریینی بودهاند که با شعر و نثر و
خطابه عقاید خویش را تبلیغ میکردهاند ، ما از نظر تاریخ اندیشه به
اندیشهای قابل طرح از مادیین بر نمیخوریم . اندیشههایی که به سود فلسفه
مادی و به عنوان اشکال و ایرادی بر فلسفه الهی طرح شده - که قابل بررسی
بوده است - از طرف خود الهیون طرح شده است . از این رو مادیین در جهان
اسلام " تاریخ " و سرگذشت دارند ، اما اندیشههای مادی " تاریخ " و
سرگذشتی ندارد .
در نیم قرن اخیر ، فلسفه مادی در ایران و سایر کشورهای اسلامی در اثر
ترجمه کتب فلاسفه مادی غرب جانی تازه گرفت و پیروانی به دست آورد ،
ولی در همان حمله اول بی پایگیاش ظاهر شد و از پای درآمد ، معلوم شد که
اندیشههای مادی با همه زرق و برقهای ظاهری ، محتوایی ندارد . کاملا مشهود
است که ماتریالیستهای ایران در برابر الهیون پاسخی ندارند و جز تکرار
همان سخنان همیشگی کاری از آنها ساخته نیست . آنان ترجیح میدهند که خود
را درگیر این مسائل نکنند و همان روش " سراسر تبلیغی " را که با آن
آشنا هستیم ادامه دهند .
ماتریالیستهای ایران اخیرا به تشبثات مضحکی دست زدهاند . این تشبثات
بیش از پیش فقر و ضعف این فلسفه را میرساند . یکی از این
[١] رجوع شود به کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران بخش سوم ، فصل فلسفه و حکمت .