آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥ - ظرف بر دو قسم است لغو و مستقر
حشو مليح : آنست كه هرچند شعر در معنى بدان محتاج نباشد ولى در عذوبت و شيرينى كلام بيفزايد و آنرا رونقى ديگر دهد چنانچه رشيد گفته است :
|
در محنت اين زمانه بىفرياد |
دور از تو چنانم كه بدانديش مباد |
لفظ « دور از تو » حشو مليح است .
حشو متوسط : آنست كه هرچند در عذوبت كلام دخالتى ندارد ولى عيبى نيز در كلام وارد نمىكند چنانچه در كلام شاعرى ديگر چنين آمده :
|
گر خيره مرا زير و زبر خواهى كرد |
از عمر خود اى دوست چه بر خواهى خورد |
لفظ « اى دوست » حشو متوسط است .
حشو قبيح : آنست كه نه تنها باعث شيرينى و عذوبت كلام نشده بلكه كلام را معيوب نيز مىكند چنانچه در شعر شاعر است :
|
گر مىترسم بخدمتت معذورم |
زيرا رمد چشم و صداع سرم است |
لفظ چشم و سر با ذكر رمد و صداع از باب حشو قبيح ميباشد .
قوله : نهج :
بفتح نون و سكون هاء بمعناى راه روشن و طريق واضح است .
حاشيه : قوله : و تقريب المرام :
بالجرّ عطف على التّهذيب اى هذا غاية تقريب المقصود الى الطّبايع و الافهام .
و الحمل امّا على طريقة المبالغة او التّقدير « هذا الكلام مقرّب غاية التّقريب » .
ترجمه : كلمه « و تقريب المرام » در عبارت مصنّف مجرور است بنابر اينكه معطوف باشد به « التّهذيب » و تقدير كلام « هذا غاية تقريب المقصود
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص