آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣ - ظرف بر دو قسم است لغو و مستقر
التّقدير « هذا الكلام مهذّب غاية التّهذيب » فحذف الخبر و اقيم المفعول المطلق مقامه و اعرب باعرابه على طريقة مجاز الحذف .
ترجمه : عبارت « غاية تهذيب الكلام » در متن مصنّف حملش بر « هذا » يا از باب مبالغه همچون زيدد عدل است يا بنابر اينستكه تقديرش « هذا الكلام مهذب غاية التهذيب » باشد بنابراين فرض خبر كه « مهذّب » باشد حذف شده و مفعول مطلق يعنى « غاية التهذيب » بجاى آن قرار گرفته و اعراب محذوف را مجازا گرفته است .
شرح : قوله : حمله على هذا :
كلمه « هذا » در متن مبتداء بوده و خبرش « غاية التهذيب » است و چون حمل مصدر بر مبتداء بظاهر درست نباشد بناچار مرحوم محشّى درصدد توجيه عبارت متن برآمده و ميفرمايد :
خبر بودن « غاية التهذيب » و حملش بر هذا بيكى از دو توجيه ذيل تصحيح ميشود :
الف : آنكه بگوئيم اگر چه خبر بظاهر مصدر است ولى در واقع وصف و بصورت اسم مفعول است و اينكه آنرا در ظاهر بصورت مصدر آورده از باب مبالغه در توصيف كتابش باينكه از حشو و زوائد خالى است ميباشد نظير اينكه وقتى در ثبوت وصف عدالت براى زيد بخواهند مبالغه كنند مىگويند « زيد عدل » و آنرا مجاز در اسناد گويند .
ب : آنكه بگوئيم تقدير عبارت اينست : هذا الكلام مهذّب غاية التهذيب پس خبر كلمه « مهذّب » بوده كه حذف شده و بعد از حذف مفعول مطلق را بجاى آن قرار داده و اعراب خبر را بآن داده و مرفوع نمودهايم و آنرا مجاز در حذف گويند .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص