آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠ - ظرف بر دو قسم است لغو و مستقر
بوده و از آنها بالفاظ خاصّى تعبير شده است يا اشاره است به الفاظى كه دلالت بر معانى خاصّه دارند اعم از آنكه ديباچه و مقدّمه كتاب قبل از نوشتن كتاب تدوين شده باشد يا بعد چه آنكه در خارج الفاظ مرتّبه و معانى ياد شده وجودى ندارند .
پس اگر بالفاظ اشاره باشد مقصود از كلام، كلام لفظى است و در صورتيكه بمعانى اشاره داشته باشد مراد از آن كلام نفسى يا كلام معنوى است كه كلام لفظى بر آن دلالت دارد .
شرح : قوله : هذا الفاء امّا على توهّم امّا اه :
يعنى « فاء » داخل بر كلمه « هذا » فاء شرطيّه است و چون حرف شرط در عبارت نيست براى آن دو توجيه ميتوان نمود :
١- آنكه حرف شرط يعنى « امّا شرطيه متوهّم بوده و بتوهّم دخول آن مصنف فاء جوابيّه آورده .
٢- آنكه حرف مزبور بجهت رعايت نظم عبارت مقدّر باشد .
قوله : و هذا اشارة الى المرتّب اه :
حاصل مراد محشّى اينستكه در مشار اليه « هذا » دو احتمال است :
الف : آنكه معانى الفاظ كتاب بوده كه قبل از احضار آنها بواسطه الفاظ در ذهن بطور مرتّب و منظم موجود ميباشند بنابراين معناى عبارت چنين ميشود :
و امّا بعد از خطبه پس اينمعانى و مطالب منطقى و كلامى الخ .
ب : آنكه نفس الفاظ دالّه بر معانى نام برده باشد بنابراين معناى عبارت چنين است :
و امّا بعد از خطبه پس اين الفاظ منقوشه در اين كتاب الخ .
قوله : المعبّر عنها :
ضمير مؤنّث به « معانى » راجعست .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص