آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٢ - ضابطه شرائط اشكال اربعه
مقصود از آن اينست كه هروقت دو شرط مذكور يافت شوند منافات نامبرده نيز تحقّق مىيابد و جهت آن اينست كه وقتى صغرى دائمه بوده و كبرى هر قضيّهاى از قضاياى موجّهه باستثناى ممكنه عامّه و خاصّه باشد ( زيرا براى ايندو حكم جداگانه و عليحده بوده كه عنقريب انشاء اللّه شرحش مىآيد ) بدون ترديد نسبت وصف حد وسط به ذات اصغر به دوام ايجاب بوده و لا اقل نسبت وصف اوسط به وصف اكبر بفعليّت سلب است چه آنكه بديهى مطلقه عامه اعم از تمام قضايائى است كه كبرى را تشكيل مىدهند و بهر تقدير مطلقه عامّه در جانب كبرى دلالت دارد بر سلب حد وسط از ذات اكبر و وقتى بطور بالفعل حد وسط را از ذات اكبر مسلوب دانستيم قطعا از وصفش نيز مسلوب و زائل بايد بدانيم و پرواضح است كه بين دوام ايجاب در صغرى و فعلى بودن سلب در جانب كبرى تنافى است و وقتى بين شىء و شىء ديگرى كه اعم از آنست منافات حاكم بود قطعا بين آن و موجود اخص از آن اين تنافى حكمفرما مىباشد .
حاشيه : و كذا اذا كانت الكبرى مما تنعكس سالبتها و الصّغرى اىّ قضيّة كانت سوى الممكنة لما مرّ اذ حينئذ يكون نسبة وصف الاوسطالى وصف الاكبر بضرورة الايجاب مثلا او بدوامه و لا خفاء فى منافاته مع نسبة وصف الاوسط الى ذات الاصغر بفعليّة السّلب او اخصّ منها .
ترجمه : مرحوم محشّى ميفرمايد :
و همچنين وقتى كبرى از قضايائى باشد كه سالبهاش داراى عكس بوده و صغرى غير از ممكنه هر قضيّهاى باشد باز در اينصورت تنافى نامبرده حاصل است و دليلش همان است كه گذشت چه آنكه در اينوقت نسبت وصف حد وسط به وصف اكبر بطور ضروريّه موجبه يا دائمه است و پرواضح است كه اين امر با نسبت وصف حد وسط به ذات اصغر كه بنحو فعليه سالبه يا جهتى ديگر كه اخص از آن است تنافى دارد .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص