آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٠ - اقسام عرض
انسان نسبت ميدهند و مىگويند : الانسان ضاحك با اينكه حقيقة بايد بگويند المتعجب ضاحك و اين اسناد در واقع از قبيل وصف بحال متعلق موصوف است .
شارح گويد :
اين قبيل اسناد ( اسناد مجازى ) تنها در يكقسم از عارض بواسطه است و آن موردى استكه واسطه، واسطه در عروض باشد .
توضيح و شرح
واسطه بر سه قسم است :
١- واسطه در ثبوت كه از آن به علّت نيز نام ميبرند و آن اينستكه نسبت عرض بمعروض، نسبت حقيقى و با واسطه مجازى باشد مانند عروض سياهى بر انسان بواسطه آفتاب كه اسناد سياهى بانسان حقيقى و بآفتاب مجازى است .
٢- واسطه در اثبات : كه از آن بنام دليل نام ميبرند و آن اينستكه از علم بواسطه علم بشىء ديگر حاصل شود مانند اينكه از ضربان نبض علم به حصول تب پيدا مىنمايند پس ضربان نبض واسطه در اثبات و دليل بر حصول تب مىباشد .
٣- واسطه در عروض : و آن اينستكه نسبت عرض به واسطه حقيقى و به معروض مجازى بشد مانند عروض حركت بر جالس كشتى بواسطه كشتى كه حقيقتا كشتى متحرك بوده ولى مجازا آنرا بجالس در آن نسبت ميدهند يا نظير مثاليكه محشى ذكر فرموده كه شرحش گذشت .
قوله : فافهم :
اشاره است به جواب از اشكاليكه بفرموده محشى شده و شرح آن اينست :
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص