آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٨ - جواب از اشكال چهارم
ذاتى محسوب نميشود در حاليكه گفته شد باتّفاق تمام اهل فنّ اينقسم نيز از مصاديق و افراد عرض ذاتى ميباشد پس معنا ندارد با اين قيد عرض مذكور را از عرض ذاتى خارج بدانيم .
لذا برخى از شرّاح كتاب ظاهر عبارت مصنّف را تأويل برده و چنين گفته است :
مقصود ماتن از قيد « لذواتها » اينست كه در ذات موضوع استعداد و قابليّتى بوده كه علّت عروض عارض باشد اعم از اينكه عروض عارض بدون واسطه بوده يا بواسطهايكه مساوى با آن ذات باشد چه آنكه عارض بر ذات تمام عوارض ذات را شامل ميشود هم عارض بدون واسطه را فراگرفته و هم بر عارض بواسطه مساوى اطلاق ميگردد چنانچه خود مصنّف در شرح رساله شمسيّه بآن تصريح نموده است .
حاشيه : ثمّ انّ هذا القيد يدلّ على انّ المصنّف اختار مذهب الشّيخ فى لزوم كون محمولات المسائل اعراضا ذاتيّة لموضوعاتها و اليه ينظر كلام شارح المطالع لكن الاستاد المحقّق قدس سرّه اورد عليه انّه كثيرا ما يكون محمول المسئلة بالنّسبة الى موضوعها من الاعراض العامّة الغريبة كقول الفقهاء : « كلّ مسكر حرام » و قول النّحاة : « كلّ فاعل مرفوع » و قول الطّبيعيين : « كلّ فلك متحرّك على الاستدارة » .
ترجمه : مرحوم محشّى ميفرمايد :
قيد « لذواتها » دلالت دارد بر اينكه مصنّف با شيخ هم رأى بوده و در محمولات مسائل لازم مىداند كه صرفا بايد از عوارض ذاتى موضوعات باشند چنانچه كلام شارح مطالع يعنى قطب الدّين رازى بهمين رأى دلالت دارد ولى استاد بزرگوار و محقّق عاليمقام بر اين كلام ايراد وارد كرده و فرموده است چه بسيار است كه محمولات مسائل نسبت به موضوعات عرض عام غريب مىباشند چنانچه در فرموده فقهاء كه ميرفرمايند : « هر مسكرى
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص