آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٢ - شرط شكل چهارم
حيوان » حقّ در نتيجه ايجاب است يعنى بايد بگوئيم « كلّ انسان ناطق » حال اگر كبرى را به « كلّ فرس حيوان » مبدّل كنيم بايد نتيجه سالبه باشد يعنى بگوئيم « لا شى من الانسان بفرس » و اين اختلاف خود حاكى از عقيم بودن قياس از نتيجه است .
و امّا لزوم اختلاف در صورت سوّم كه مقدّمتين هردو جزئى است اگر چه در سلب و ايجاب با هم مختلفند بخاطر اينكه در مثال « بعض الحيوان انسان و بعض الجسم ليس بحيوان » حقّ در نتيجه سلب است يعنى بايد بگوئيم : « الانسان جسم » حال اگر كبرى را به « بعض الحجر ليس بحيوان » تبديل كنيم حق در نتيجه سلب ميشود يعنى لازم است بگوئيم « لا شى من الانسان بحجر » و بدين ترتيب اختلاف در نتيجه قياس كاشف از عقيم بودن آن است .
حاشيه : ثمّ انّ المصنّف لم يتعرّض لبيان شرائط الشكل الرابع بحسب الجهة لقلّة الاعتداد بهذا الشكل لكمال بعده عن الطّبع .
و لم يتعرّض ايضا بيان نتائج الاختلاطات الحاصلة من الموجّهات فى شىء من الاشكال الاربعة لطول الكلام فيها فتفصيلها مذكور فى المطوّلات .
ترجمه و شرح : در اين عبارات مرحوم محشّى به دو نكته تذكّر ميدهد :
اوّل : آنكه مصنّف شرائط اين شكل را بحسب كمّ و كيف بيان كرد ولى از حيث جهت متعرّض نشد و سپس سرّ آن را اينطور تقرير ميفرمايد كه اين شكل بلحاظ اينكه در كمال بُعد و فاصله از طبع و ذوق مىباشد و نتيجهاى كه ميدهد چندان اعتبارى ندارد لذا استقصاء در بيان شرائط اين شكل چندان لزومى ندارد .
دوّم : آنكه مصنّف نتائج مختلطات در اشكال اربعه را كه از موجّهات حاصل ميشود متعرّض نشد مثلا صور نتائج مختلطات در شكل اوّل
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص