آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣١ - شرط شكل دوم
شود اعم از آنكه صغرى ضرورى و كبرى ممكنه بوده يا عكس آن باشد .
د : آنكه صغرى با كبراى مشروطه عامه يا خاصّه ضميمه گردد .
و حاصل شرط دوّم اينست كه : اگر صغرى ممكنه بوده الزاما كبرايش بايد ضروريّه يا مشروطه عامّه يا خاصّه باشد نه غير آن .
و دليل و برهان اين دو شرط اينستكه اگر رعايت اين دو امر نشود در نتيجه اختلاف پيدا ميشود و آن خود دليل عقيم بودن قياس است و البته تفصيل اين امر با وضع اين مختصر تناسبى ندارد از اينرو بشرح توضيح بيشتر نمىپردازيم .
شرح :
تفصيل و شرح
شارح گويد :
كلام مصنّف يعنى « مع دوام الصّغرى » اشاره به شرط سوّمى است در اين شكل كه از حيث جهت بايد مراعات شود و تفصيل آن اينست كه بگوئيم :
لازم است در اين شكل يك كدام از ايندو امر بر سبيل منع خلّو رعايت گردد :
يا جهت صغرى دوام و ضرورت بوده و يا آنكه كبرى از قضايائى كه سالبه آنها داراى عكس است باشد و سابقا گفتيم كه آنها شش تا هستند باين شرح :
ضروريه مطلقه، دائمه مطلقه، مشروطه عامّه، عرفيه عامّه، مشروطه خاصّه و عرفيّه خاصّه .
و نبايد از آن نه قضيهايكه سوالب آنها منعكس نميشوند باشند .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص