آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢١ - وجه تسميه شكل دوم
وجه تسميه شكل اوّل
اين شكل را از اينجهت اوّل گفتهاند كه از اشكال ديگر اسبق و اقدم است زيرا نتيجه اين شكل بديهى و ضرورى است لذا نتائجى كه از ضروب اين شكل حاصل ميشود نياز باثبات و اقامه دليل ندارد بخلاف اشكال ديگر كه نتائج آنها نظرى است و دليل بر صحّت آنها اينستكه اگر بشكل اوّل عود داده شوند منتج باشند و در غير اينصورت خللى در آنها است .
و حاصل آنكه ميزان و مناط صحّت نتائج اشكال، شكل اوّل بوده و پرواضح است كه دليل سابق بر مدلول و اقدم بر آن مىباشد .
حاشيه : قوله : فالثانى :
لاشتراكه مع الاوّل فى اشرف المقدّمتين اعنى الصغرى .
ترجمه :
وجه تسميه شكل دوّم
مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف يعنى « فالثانى » ميفرمايد :
اين شكل را از اينجهت « دوّم » خوانند كه با شكل اوّل در اشرف المقدمتين كه صغرى باشد مشترك است زيرا حد وسط در هردو شكل در صغرى محمول قرار ميگيرد .
شرح : وجه اشرف بودن صغرى از كبرى اينستكه صغرى مشتمل بر موضوع نتيجه يعنى اصغر و كبرى متضمن محمول آن يعنى اكبر است و بديهى است كه موضوع بملاحظه تقدّمش بر محمول اشرف مىباشد .
حاشيه : قوله : فالثالث :
لاشتراكه مع الاوّل فى اخسّ المقدمتين اعنى الكبرى .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص