آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٥ - مبحث تناقض
شارح گويد :
دليل كسانيكه تناقض را در مفردات جارى ندانستهاند اينستكه تناقض بين دو حكم كه يكى سلب و ديگرى اياب است تحقّق مىيابد و پرواضح است كه مفرد از حكم چه ايجابى و چه سلبى خالى بلكه نسبت بآن « بشرط لا » مىباشد .
حاشيه : قوله : بحيث يلزم لذاته من صدق كلّ منهما كذب الاخرى .
خرج بهذا القيد الاختلاف الواقع بين الموجبه و السالبة الجزئيتين فانّهما قد تصدقان معا نحو « بعض الحيوان انسان » و « بعضه ليس بانسان » فلم يتحقق التّناقض بين الجزئيتين .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل عبارت مصنّف كه ميگويد « بحيث يلزم لذاته الخ » ميفرمايد :
باين قيد خارج شد اختلاف بين دو قضيّه كه يكى موجبه جزئيه و ديگرى سالبه جزئيه است چه آنكه اين اختلاف را تناقض نگويند بدليل اينكه گاهى هردو با هم اجتماع مىكنند مثل دو قضيه ذيل : بعضى از حيوانات انسان هستند و بعضى از حيوانات انسان نيستند .
و بديهى است هردو قضيه صادق بوده و با هم قابل اجتماع مىباشند .
در نتيجه بايد گفت بين دو قضيه جزئيه كه يكى سالبه و ديگرى موجبه است تناقض تحقّق پيدا نمىكند .
حاشيه : قوله : و بالعكس :
اى و كذلك يلزم من كذب كلّ من القضيّتين صدق الاخرى و خرج بهذا القيد الاختلاف الواقع بين الموجبة و السّالبة الكليّتين، فانّهما قد تكذبان معا نحو « لا شئ من الحيوان بانسان » و « كلّ حيوان انسان » فلا يتحقق التّناقض بين الكليتين ايضا .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص